نظری به دستاوردهاي انقلاب اسلامي
نظری به دستاوردهاي انقلاب اسلامي
تاریخ درج خبر : شنبه 21 بهمن 1391 ساعت 11:50
 
انقلاب شکوهمند اسلامی ایران دستاوردهای بسیار مهم در سطح داخلی و جهانی داشته است.

در 22 بهمن ماه سال 1357 در ايران ، انقلاب بزرگ و شکوهمندي به رهبري حضرت امام خميني (ره) به وقوع پيوست که با اعجاز خويش جهانيان را به شگفت وا داشت . انقلاب اسلامي ايران در زماني رخ داد که انديشه حاکم بر قرن بيستم (يعني انديشه غير ديني و سکولاريسم ) وقوع آن را محتمل نمي دانست . انقلابي در ايران به ثمر رسيد که با توجه به ديني بودنش ، هيچ تشابهي به انقلابهاي ديگر نداشت . انقلابي که به جرات مي توان گفت مهمترين حکومت اسلامي و جنبش انقلابي در تاريخ اسلام در زمان غيبت حضرت ولي عصر (ع) بوده است .

پس از گذشت بيش از هزار سال دور بودن اسلام از صحنه حکومت ، بار ديگر حکومتي مبتني بر اسلام و قرآن حاکميت يافت . جامعه اسلامي که در طول تاريخ – بجز دوران صدر اسلام – محروم از حاکميت اسلام بود ، يکبار ديگر مزه شيرين حکومت اسلامي و حاکميت ارزشهاي ديني و قرآني را چشيد .

مردم مظلومي که سالهاي طولاني سلطنت  و پادشاهي حکام جائر و ستمگر را تحمل کردند و روز به روز شاهد از ميان رفتن احکام و مقررات الهي و ارزشهاي انساني بودند ، نتيجه مبارزات سخت و طاقت فرساي خود و آزار و شکنجه هاي فرزندان مبارز و برومند خويش را که همان سرنگوني رژيم پهلوي بود به چشم ديدند . قيام اسلامي مردم ، رژيمي را سرنگون ساخت که تا دندان مسلح و مورد حمايت قدرتهاي استکباري مخصوصا امريکاي ستمگر ، اسرائيل جنايتکار و کشورهاي مرتجع و وابسته منطقه بود .

 

لزوم شناخت و حفظ انقلاب اسلامي

گاه نگهداري از دستاوردها بسيار مشکل تر از بدست آوردن آنها مي باشد . حفظ و نگهداري انقلاب نيز از جمله اين موارد مي باشد . هر چند انقلاب اسلامي ايران براي رسيده به پيروزي ، آزمايشهاي سخت و مراحل دشواري را گذرانده است ، اما حفظ و نگهداري و استمرار آن به مراتب مشکل تر بوده و نياز به شناخت ، هوشياري ، و مقاومت و تلاش و همت بيشتري دارد .

بنيان گذار کبير انقلاب اسلامي ، حضرت امام خميني (ره) در مورد حفظ انقلاب به صورت مکرر هم در وصيت نامه سياسي – الهي و هم در سخنرانيهايشان ، تاکيد فراواني داشته اند که به چند مورد آن اشاره مي کنيم :

« اينک که به توفيق و تاييد خداوند ، جمهوري اسلامي با دست تواناي ملت متعهد و پايه ريزي شده و آنچه در اين حکومت اسلامي مطرح است ، اسلام و احکام مترقي آن است . بر ملت عظيم الشان ايران است که در تحقق محتواي آن به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در راس تمام واجبات است » ، « امروزه بر ملت ايران خصوصا و بر جميع مسلمانان واجب است اين امانت الهي را که در ايران به طور رسمي اعلام شده و در مدتي کوتاهنتايج عظيمي به بار آورده با تمام توان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقاء آن و رفع موانع و مشکلات آن کوشش نمايند . » ، « به ملت عزيز ايران توصيه مي کنم که نعمتي که با جهاد عظيم خودتان و خون جوانان برومند تان به دست آوريد همچون عزيزترين امور قدرش را بدانيد و از آن حفاظت و پاسداري نماييد و در راه آن که نعمتي عظيم ، الهي و امانت بزرگ خداوندي است ، کوشش کنيد » ،« پيام من به ملت بزرگ و توده هاي عظيم انسانها که پيروزي به دست پر برکت آنان محقق يافت و آنان اسلام عزيز را در اين قرن تجديد نمودند و همه مرهون خدمات ارزنده آنان هستيم ، اين است که اين اعجاز بزرگ قرن و اين پيروزي بي نظير و اين جمهوري اسلامي محتاج به حفظ و نگهداري است و آن هم نيز به دست تواناي شما که دست خداوند قادر با آن است حاصل مي شود »

در اين مورد رهبر معظم انقلاب حضرت آيت ا... خامنه اي مي فرمايد :

« حفظ موجوديت انقلاب ، کار اول ماست که در استمرار نظام جمهوري اسلامي ، تجسم يافته است . به همين خاطر امام (ره) مکرر مي فرمودند : ( حفظ نظام اسلامي واجب ترين فرضيه است ) انقلاب از نظام جمهوري اسلامي جدا نيست . نبايد کسي خيال کند که اين دو از هم جدا هستند . تجسم انقلاب نظام جمهوري اسلامي است که همه قلدرهاي دنيا دست به دست هم داده بودند تا او را ريشه کن کنند. امروز هم عناد و دشمني استکبار و آمريکا ، سرمايه دارهاي بزرگ جهاني ، رژيم اشغالگر قدس و ارتجاع ادامه دارد و با آن مخالفت مي کنند . » « آحاد ملت ايران بايد از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن مسئولان کشور و ايمان اسلامي خود دفاع کنند » .

خطر سهل انگاري نسبت به حفظ انقلاب اسلامي به قدري عظيم است که حضرت امام خميني (ره) در يکي از سخنرانيهاي خود در سال 1359 فرمودند :

« چرا مسلمين ساکتند و توجه ندارند که اگر جمهوري اسلامي در ايران – خداي نخواسته – شکست بخورد ، اسلام شکست خورده است » .

 

همچنين در جاي ديگر فرمودند :

« اگر اين نقطه – خداي نخواسته – رکود پيدا بکند با شکست بخورد ، شکست همه مستضعفين جهان و همه مسلمين جهان و شکست اسلام در تمام ممالک اسلامي خواهد شد » .

حال با توجه به تاکيدات فوق در مورد حفظ و حراست از انقلاب اسلامي کاملا پيداست که نخستين گام در اين جهت بررسي و شناخت انقلاب و دستاوردهاي آن مي باشد . بديهي است تا وقتي که امت انقلابي ما و مخصوصا نسل دوم انقلاب و جوانان عزيز کشورمان نسبت به اهميت و دستاوردهاي انقلاب شناخت کافي نداشته باشند ، نخواهند توانست با احساس مسئوليت و شور و حال لازم در جهت حفظ و حراست از آن گام بر ندارند . هر گونه ايثار و فداکاري و تلاش براي حفظ انقلاب اسلامي ، مستلزم شناخت و آگاهي کافي از اهميت انقلاب و دستاوردهاي عظيم آن مي باشد .

هدف عمده و اصلي اين کتاب معرفي دستاوردها و آثار پر برکت انقلاب اسلامي است اما قبل از پرداختن به دستاوردها شايسته است در اين مقدمه اشاره اي مختصر به اهميت ، ريشه ها ، ويژگي ها و اهداف عمده انقلاب داشته باشيم . گرچه هر کدام از اين موضوعات خود مقوله جداگانه اي که شايسته است در مورد هر يک کتابهايي به رشته تحرير درآيد .

اهميت انقلاب اسلامي و معجزه بودن آن

براستي سخن گفتن از اهميت انقلاب اسلامي و معجزه بودن آن ، از توان قلمهاي ما خارج است وقتي که بنيان گذار کبير انقلاب آن پير فرزانه قرن و سلاله پاک رسول ا... (ره) خود را عاجز از بيان اهميت آن مي داند ، ما پيروان و رهروان مکتب او چگونه مي توانيم در ايم مورد قلمفرسايي کنيم ؟ به همين خاطر سخن را کوتاه کرده و رشته کلام را به فرمايشات آن بزرگوار مي سپاريم .

حضرت امام خميني (ره) در وصيت نامه سياسي – الهي خويش از اهميت اعجاز انقلاب چنين ياد مي کند :

« اهميت انقلاب شکوهمند اسلامي که دستاورد ميليونها انسان ارزشمند و هزاران شهيد جاويد آن و آسيب ديدگان عزيز ، اين شهيدان زنده است و مورد اميد ميليونها مسلمانان و مستضعفان جهان است به قدري است که ارزيابي آن از عهده قلم و بين والاتر و برتر است ».

انقلاب اسلامي ايران نه تنها در پيدايش و به وجود آمدن معجزه مي باشد بلکه استمرار و حفظ آن نيز خود به نوعي معجزه ديگر و حتي بزرگتر از معجزه اول محسوب مي شود . بر هر انسان نکته سنجي کفايت  مي کند تا با نگاهي گذرا به انواع توطئه هاي خارجي و داخلي بر عليه اين انقلاب و به قصد براندازي در طول 20 سال گذشته ايمان و اعتقاد پيدا کند که دستي غيبي و عنايات الهي موجب خنثي شدن آن توطئه ها شده است . حمله نظامي آمريکا به طبس ، کودتاي نوژه ، طرح کودتا و ترور امام ، جنگ تحميلي ، تحرکات منافقين و ليبرالها ،غائله هاي قومي و نژادي شرق و غرب و شمال و جنوب کشور ، انفجارهاي 7 تير و 8 شهريور ، ترورها و بمب گذاريها ، حملات موشکي ، انحرافات قائم مقام رهبري و اولين رياست جمهوري ، محاصره اقتصادي و ...  بخشي از ليست اين توطئه مي باشد که جز با پشتيباني الهي و عنايات خاص امام زمان (عج) گذر از هر کدام از اين توطئه ها و بحرانها با سادگي امکان پذير نبود .

 

ويژگي هاي انقلاب اسلامي

انقلاب اسلامي ايران از ويژگي هاي منحصر بفردي برخوردار است که آن را از ساير انقلابهاي جهان متمايز مي سازد . بنيان گذار کبير انقلاب اسلامي امام خميني (ره) مي فرمايند :

« شک نبايد کرد که انقلاب اسلامي ايران از همه انقلابها جداست ، هم در پيدايش و هم در کيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام » .

در مقايسه انقلاب اسلامي با دو انقلاب کبير فرانسه و روسيه بايد گفت که انقلاب کبير فرانسه براي آزادي و رفاه و انقلاب روسيه براي عدالت و برابري بوده است . اما انقلاب اسلامي ايران انقلابي براي خدا و معنويت مي باشد . انقلاب ارزشها است از اين روست که مي توان انقلاب کبير فرانسه را انقلابي صرفا سياسي و انقلاب روسيه را انقلابي کاملا اقتصادي دانست لکن انقلاب اسلامي ايران انقلابي است فرهنگي و معنوي انقلابي است ديني و مذهبي .

انقلاب اسلامي ايران داراي ويژگي هاي بسيار مهم مي باشد اما از آنجا که ما قصد بررسي اين ويژگي ها را نداريم صرفا" به عناوين اين ويژگي ها اشاره مي کنيم :

1) انقلاب ديني و اسلامي

2) انقلاب مردمي  

3) مستقل  

4) سازش ناپذير

5) انقلاب فرهنگي و معنوي  

6) وحدت و يکپارچگي بسيار گسترده در توده مردم انقلابي

7) داشتن رهبري شايسته و واجد همه شرايط

8) رهبري انقلاب توسط علما و روحانيون

9) اطاعت وصف ناپذير امت از امام

10) وحدت و يکپارچگي در مديريت و رهبري انقلاب

11) سرعت انقلاب

12) کم بودن صدمات و مشکلات ناشي از آن

 

اهداف انقلاب

انقلاب اسلامي ايران به دنبال اهدافي مقدس ، ارزشي ، معنوي و منطبق بر کرامت و ارزشهاي انساني و اسلامي است . در اين مورد نيز براي رعايت اختصار صرفا به ذکر عناوين برخي از اهداف مهم و عمده انقلاب اکتفا مي کنيم . اين اهداف عبارتند از :

1) نفي استبداد داخلي بر اندازي رژيم ستمشاهي

2) ايجاد جمهوري اسلامي ايران

3) ايجاد حکومت مبتني بر رأي مردم

4) استقلال سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي

5) استقرار و اجراي عدالت اجتماعي

6) اجراي قوانين و مقررات الهي و شرع مقدس اسلام

7) حفظ ارزشها و کرامات والاي انساني

8) آزادي انسان توام با مسئوليت او در برابر خدا

9) ايجاد محيط مساعد براي رشد فضائل اخلاقي

10) مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي

11) تامين حقوق همه جانبه زنان با رعايت ارزشها و کرامات انساني

12) نفي استعمار و سلطه خارجي

13) حمايت از مسلمانان ، مظلومان و مستضعفان جهان

14) قوت بخشيدن به اسلام و مسلمانان در سراسر جهان

15) گسترش فرهنگ اسلامي و اعتقادات ديني در سراسر جهان

16) ايجاد امت واحد اسلامي در جهان

17) استقرار حکومت اسلامي جهان

 

دستاوردهاي انقلاب اسلامي

انقلاب اسلامي ايران با اوصافي که گذشت دستاوردهاي بزرگ و برجسته اي دارد و براي نسل جديد که بيش از سه چهارم جمعيت کشور را تشکيل مي دهند و در زمان انقلاب يا اصلا به دنيا نيامده بودند و يا خردسال بودنده اند شناخت دستاوردهاي انقلاب امري واجب و ضروري محسوب مي شود .

اگر نسل انقلاب و نسل پس از آن شناخت لازم و کافي از دستاوردهاي ارزشمند انقلاب را نداشته باشند چه بسا همت و تلاش جدي و لازم براي حفظ آن را بکار نبندند . اگر نسل جديد ما آگاه به دستاوردهاي آن نباشند معلوم نيست تا چه حد در حفظ و استمرار آن و مصون نگهداشتن انقلاب از تعرض دشمنان کينه توز و فرصت طلب توفيق داشته باشند .!

البته دشمنان خارجي و داخلي انقلاب از ابتدا تلاش مي کردند به ناحق به مردم القا کنند که انقلاب اسلامي دستاوردي نداشته است . در اين رابطه حضرت امام خميني (ره) در يکي از سخنرانيهاي خويش در سال 1359 فرمودند :

«شما مي دانيد که از طرق مختلفه از اول پيروزي انقلاب به اين انقلاب با هجوم نظامي و بدتر از او هجوم قلم و زبان شده است و حالا هم ادامه دارد و بعدها هم ممکن است ادامه داشته باشد . حالا از اموري که تبليغ مي کنند و بين قشرهاي مختلف پخش مي کنند اين است که انقلاب کاري نکرده است و اين جمهوري اسلامي هم مثل رژيم شاهنشاهي است، يک اسمي عوض کرده است ».

حضرت امام در وصيت نامه سياسي – الهي خويش نيز مي فرمايد :

«... از همين قماش توطئه ها و شايد موذيانه تر ، شايعه هاي وسيع در سطح کشور و در شهرستانها بيشتر بر اين که جمهوري اسلامي هم کاري براي مردم انجام نداد . »

به هر حال عدم شناخت مردم و خصوصا نسل جوان نسبت به دستاوردهاي انقلاب اسلامي ، خطري آشکار و روشن براي حفظ و استمرار موجوديت انقلاب اسلامي مي باشد . اين زنگ خطر را حضرت امام از ابتداي انقلاب – و نيز صورت جاويد و ابدي در وصيت نامه خويش – به صدا در آوردند و ما هم به سهم خويش در اينجا مجددا به همه مسئولين و دلسوزان انقلاب ياد آوري        مي کنيم .

متاسفانه با گذشت بيش از 20 سال از پيروزي انقلاب اسلامي تاکنون نسبت به تدوين دستاوردهاي انقلاب اسلامي به صورت جامع و مدون و نيز ترويج آن اقدام شايسته اي صورت نپذيرفته است . رهبر کبير انقلاب حضرت امام خميني (ره) از همان ابتداي پيروزي نسبت به تدوين و ارائه مطالب لازم در مورد دستاوردهاي انقلاب هشدار لازم را داده اند . ايشان در يکي از سخنراني هاي خويش در سال 1359 چنين فرمودند :

« از مسائلي که در مطبوعات باز لازم است ، اين است که يک مقداري مثلا از اوراق خودشان را صرف اين بکنند که اين جمهوري اسلامي چه کرده است . شما مي بينيد که الان در بين مردن افتاده اند و آن اشخاصي که مي خواهند صدمه بزنند به جمهوري اسلامي راه افتاده اند که هيچ کاري نکرده اين همان رژيم شاهنشاهي است . اين فرقي با رژيم شاهنشاهي ندارد ... ما يک وظيفه اسلامي يک وظيفه انساني داريم که آن چيزهايي که در اين جمهوري اسلامي شده است بگوييم و برسانيم به مردم » .

 آري ما وظيفه داريم دستاوردهاي انقلاب اسلامي را که همانند خود انقلاب در حد اعجاز بوده است به مردم و نسل جديد برسانيم .

اميد است تدوين اين اثر دستاوردهاي عظيم انقلاب اسلامي را براي همه نيروهاي انقلابي و دلسوز نظام اسلامي و هر ايراني آزاده و منصفي تبيين کند و گامي در جهت شناخت انقلاب و ارج نهادن به ارزشهاي والاي آن بوده و نهايتا بستري براي حفظ و حراست از دستاوردها و موجوديت آن فراهم نمايد .

 

افول برخي دستاوردها

نکته اي که در نهايت تاسف و تاثر بايد در همين مقدمه بدان اشاره کرد اين است که متاسفانه در طول دوران بعد از انقلاب و طي 20 سال گذشته برخي از دستاوردهاي انقلاب اسلامي به علت هجمه بي سابقه فرهنگي و سياسي و اقتصادي دشمنان و نيز عملکرد منفي و بعضا انحرافي بعضي گروهها و مسئولان نظام دچار افول و سستي شده است . بديهي است اگر دلسوزان و حاميان انقلاب نوجوانان و جواناني که روزهاي شکوه و دهه اول و حتي دوم انقلاب را به ياد ندارند و يا به چشم خود نديده اند با مشاهده برخي واقعيت هاي امروز جامعه نبايستي در دستاورهاي انقلاب و شکوه و شور و شعور مردم و حماسه آفرينان ترديد نمايند .

آنچه که بطور فشرده اشاره مي شود حقايق انقلاب اسلامي است که در تاريخ اين امت ثبت شده و ماندگار خواهد بود . بلکه به نظر مي رسد مطالعه اين نوشته ها و دريافت حقايق درخشان انقلاب اسلامي ، نوجوانان و جوانان را وادار سازد تا با حضور جدي خود در صحنه هاي مختلف جامعه همان درخشندگيها را مطالبه و برقرار سازند . اگر حساسيت لازم را نسبت به حفظ و استمرار دستاوردهاي عظيم انقلاب نداشته باشند روز به روز شاهد افول و حتي از بين رفتن آنها خواهيم بود و ممکن است خداي نکرده روزي متوجه موضوع شويم که ديگر اثري از دستاوردها مانده باشد و نه اثري از انقلاب . اگر ما حفظ و حراست از انقلاب را فريضه اي مهم براي خود مي دانيم در واقع به پشتوانه و اعتبار همين ارزشها و دستاوردهاي انقلاب مي باشد و بدون آنها انقلاب مفهومي جز نام و نشان خالي نخواهد داشت .

مخاطبين کتاب

هر چند آشنايي با دستاوردهاي انقلاب اسلامي و حفظ و حراست از آن براي همه آحاد ملت عزيز ايران همه اقشار و صنوف اجتماعي و شغلي حائز اهميت مي باشد اما نظر به جوان بودن جمعيت کشور و نيز نقش و اهميت قشر جوان در حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي ، مخاطبين اصلي ما را اين قشر تشکيل مي دهند ، بيان و ذکر آن براي مخاطبين جوان امري لازم و ضروري به نظر مي رسد.

رعايت اختصار در مباحث

اهميت و گستردگي دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران در حدي است که ضرورت دارد بررسي و تحقيق عميقي نسبت به ابعاد کمي و کيفي دستاوردها صورت پذيرفته و مجموعه اي غني و پربار تدوين و تنظيم شود . بديهي است تنظيم چنين مجموعه اي نيازمند کاري گروهي و طولاني است . آنچه که نگارنده به لطف الهي نسبت به تدوين آن اقدام کرده صرفا نقطه شروع و اولين گام براي نشان دادن اهميت و ابعاد موضوع و تشويق و ترغيب نويسندگان و خطبا مي باشد تا هر چه زودتر نسبت به اين امر مهم اقدام نمايند .

لذا در اين مقاله تلاش ما بر اين بوده است که مطالب را حتي الامکان به اختصار و کوتاه بيان کنيم تا امکان مطالعه کلي براي خوانندگان عزيز فراهم گردد .

 

 

 

 

 

 

 

حوزه دين

دستاورد اول

اثبات عدم جدايي دين از سياست

در دو قرن گذشته مخصوصا دهه هاي معاصر تلاش و تبليغات گسترده اي مبني بر جدايي دين از سياست صورت گرفته است . اين تلاش و تبليغ از سوي دو گروه عمده انجام شده است . گروه اول از روي جهل و ناداني از جدايي دين و سياست طرفداري کرده وب به تبليغ و ترويج آن پرداخته اند اين گروه خود شامل دو دسته مي شوند :

دسته اول افراد متحجر و مقدس مآب و مسلمان هستند که به علت عدم شناخت درست از اسلام و بعضا تقدس ظاهري دين و مذهب و جلوگيري از آلوده شدن آن به مظاهر فساد سياست طرفدار جدا بودن دين از سياست مي باشند . اين دسته در برخي حوزه هاي علميه و در بين بعضي روحانيون نيز داراي پايگاهذ فکري هستند . حضرت امام خميني (ره) در وصيت نامه سياسي – الهي خويس خطاب به اين گره مي فرمايند :

« بايد به اين نادانان گفت که قرآن کريم و سنت رسول ا... صلي ا.. عليه و آله آنقدر که در حکومت و سياست احکام دارند در ساير چيزها ندارند بلکه بسيار از احکام عبادي اسلام عبادي سياسي است که غفلت از آنها اين مصيبتها را به بار آورده . پيغمبر اسلام (ص) تشکيل حکومت داد مثل ساير حکومتهاي جهان ، لکن با انگيزه بسط عدالت اجتماعي . حکومت حق براي نفع مشتضعفان و جلوگيري از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعي ... از بزرگترين واجبات و اقامه آن از والاترين عبادات است » .

حضرت امام به صورت مکرر در فرمايشات خويش اين مساله را تکرار کرده و بر آن تاکيد نموده اند در جاي ديگر مي فرمايند :

«مسائل اسلام مسائل سياسي است و سياستش غلبه دارد به چيزهاي ديگرش » « آنقدر آيه و روايت که در سياست وارد شده است ، در عبادات وارد نشده است  شما پنجاه و چند کتاب فقه را ملاحظه مي کنيد ، هفت ، هشت تايش کتابي است که مربوط به عبادات است ، باقيش مربوط به سياست و اجتماعات ومعاشرات و اين طور چيزهاست ... اسلام دين سياست است ، حکومت دارد »

دسته دوم از گروه اول که آنها هم از روي جهل و ناداني طرفدار جدايي دين از سياست هستند کساني مي باشند که مسلمان نبوده و اگر چه در ظاهر پيرو ساير اديان الهي هستند ولي اصولا اعتقادات ديني عميق و قابل توجهي ندارند . اينان که عمدتا غير ايراني بوده و در ساير کشورها زندگي مي کنند ، شناخت درستي از اديان الهي – مخصوصا دين مبين اسلام – ندارند . برخي از افراد اين گروه صرفا به علت جهالت ، طرفدار جدايي دين از سياست هستند و برخي ديگر به خاطر گرايشات اومانيستي (اصالت انسان ) چنين طرز تفکري دارند . اينان قانونگذاري و تعيين ضوابز حکومتي را از آن خداوند متعال ندانسته و چنين حقي را براي خود بشر قائل هستند و نظر انساني را بر نظر خداوند ترجيح مي دهند . به همين دليل در مسائل سياسي و حکومتي نقش و اختياري را براي دين و خدا قائل نمي شوند .

عده اي ديگر از اين دسته که از روي نا آگاهي و عدم شناخت کافي ، پير و جدايي دين از سياست هستند کساني مي باشند که از تجربه عملي تلخ دخالت ناموفق کليسا در امور سياسي ، خاطره خوشي از پيوند دين و سياست ندارند . و بالاخرع برخي ديگر از اعضاء اين دسته اصولا هيچ اعتقادي به خدا و اديان الهي نداشته و ماديگرا هستند . اينها دين را افيون توده ها دانسته و با شدت از جدايي دين و سياست طرفداري مي کنند .

گروه دوم از کساني که طرفدار جدايي دين از سياست مي باشند ، کساني هستند که از روي آگاهي و شناخت کافي و با هدف ضديت و مقابله با نقش مثبت دين در امور حکومتي وارد ميدان شده اند . اينان با شناخت و آگاهي لازم دست به توطئه جداسازي دين از سياست مي زنند . اين گروه که عمدتا از دشمنان کينه توز اسلام هستند متشکل از کشورهاي متجاوز و استعمار و سران و گردانندگان ستمگر آنان مي باشند .

اينها بخوبي از نقش سازنده دين دز سياست و تقابل آن با منافع نامشروعو تجاوز گرانه خويش آگاهي دارند و به همين دليل در سراسر دنيا مخصوصا درکشورهايي که اکثريت مردم آنان را مسلمانان تشکيل مي دهند تلاش مي کنند نقشي براي دين در مسائل حکومتي قايل نشوند . ايران مظلوم نيز از يکي از اين کشورهايي بود که استکبار جهاني سالها تلاش کرد اجازه ندهد اسلام و احکام الهي در آن حاکم باشد .

بنيان گذار کبير انقلاب اسلامي ايران امام خميني (ره) در اين مورد مي فرمايند :

« اين را که ديانت بايد از سياست جدا باشد و علماي اسلام در امور اجتماعي و سياسي دخالت نکنند ، استعمار گران گفته و شايع کرده اند .اين را بي دينها مي گويند . »

همچنين معظم له در وصيت نامه خويش مي فرمايند :

« از توطئه هاي مهمي که در قرن اخير مخصوصا در دهه هاي معاصر بويژه پس از پيروزي انقلاب آشکارا به چشم مي خورد ، تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براي مايوس نمودن ملتها و خصوص ملت فداکار ايران از اسلام است . گاهي ناشيانه و با صراحت به اين که احکام اسلام که هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است نمي تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند ... و گاهي موذيانه و شيطنت آميز به گونه طرفداري از قداست اسلام که اسلام و ديگر اديان الهي سروکار دارند با معنويات و تهذيب نفوس و تحذير از مقامات دنيايي ... و حکومت و سياست و سررشته داري بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوي است »

دستاورد دوم

اثبات توانايي قدرت اسلام و تشيع براي به دست گرفتن حکومت

 

دستاورد سوم

اثبات توانايي علماء و روحانيون در رهبري و هدايت انقلاب و اداره حکومت

 

دستاورد چهارم

از انزوا درآمدن اسلام و مذهب تشيع و احياء آن

 

دستاورد پنجم

ايجاد زمينه هاي وحدت بين شيعه و سني

 

 

 

 

حوزه سياست

 

دستاورد ششم

تحقير استکبار جهاني ، بويژه آمريکا و

 شکستن ابهت پوشالي آنها

 

يکي از دستاوردهاي بزرگ و اعجاب انگيز انقلاب اسلامي ايران در سطح جهان شکستن ابهت پوشالي قدرتهاي شيطاني شرق و غرب و تحقير آنها مخصوصا استکبار غرب به سرکردگي آمريکا است . سالهاي طولاني در اثر تبليغات و نيز اعمال زور قدرتهاي استکباري شرق و غرب نفوذ ناپذيري قدرت آنها و يکه تازه بودن آنان در صحنه جهاني اين باور را در همه مردم جهان به وجود آمده بود که آنها داراي قدرت بسيار هستند و به هيچ وجه نمي شود با آنان مقابله کرد. اين فکر در بين برخي مبارزان هم رسوخ کرده بود که جز با اتکاء به يکي از دو ابر قدرت شرق يا غرب نمي توان در جغرافياي سياسي جهان حضور يافت و به حيات ادامه داد . برخي گروهها به شرق وابسته شده و بعضي به غرب گرايش پيدا کردند .

تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي کسي باور نمي کرد بتوان در برابر قدرت شيطان بزرگ امريکا و ابرقدرت شوروي عرض اندام کرده و در برابر آن ايستادگي کرد. اما پيروزي انقلاب اسلامي ايران که سرنگوني رژيم ستمشاهي را به دنبال داشت اولين ضربه محکم و اساسي را به غرور و ابهت پوشالي آمريکا وارد آورد ، زيرا پشتوانه اتصلي رژيم پهلوي آمريکا بود و آمريکاييان تا آخرين لحظات پيروزي انقلاب ( و حتي بعد از آن ) به حمايت رژيم منحوس پهلوي ادامه دادند . آمريکا تصور اين را هم نمي کرد که با داشتن قدرت جهاني ، حمايت از رژيمي ( آن هم رژيم محمد رضا شاه پهلوي که از ابتدا زير نظر آنان بزرگ شده و قدرت يافته بود ) را در دستور کار خود داشته باشد و از حفظ آن عاجز مانده و ناتوان شود .

حتي خود رژيم پهلوي نيز براي نشان دادن استحکام سلطنت خود ، حمايت پشتيباني آمريکا را به رخ مبارزين مي کشيد . در اين رابطه برژنيسکي مشاور امنيت ملي رئيس جمهور آمريکا در دولت کارتر در بخشي از خاطرات خود مي نويسد : « ايران ( منظور در واقع انقلاب اسلامي و حکومت اسلامي ايران است )  بزرگترين شکست حکومت کارتر بود ... سقوط شاه از نظر استرتژيک نتايج مصيبت باري براي آمريکا به بار آورد و از نظر سياسي براي خود کارتر فاجعه آميز بود» .

حوادث بعدي و اقدامات مهم ديگر انقلاب اسلامي ايران در برابر قدرتهاي شيطاني بر ابعاد و گستردگي تحقير ابر قدرتها و شکستن قدرت دروغين آنها افزود . از جمله اين حوادث و اقدامات موارد زير مي باشد :

- تسخير لانه جاسوسي آمريکا در ايران که با عنوان سفارتخانه مشغول توطئه بر عليه انقلاب بود

- جهاني کردن شعار مرگ بر امريکا

- خنثي کردن محاصره هاي اقتصادي ، سياسي ، نظامي

- ايستادگي در برابر حضور نظامي نامشروع ناوگانهاي آمريکا در خليج فارس

- ايستادگي در برابر حمله نظامي به طبس

- تسليم نشدن در برابر حمله موشکي آمريکا به هواپيماي مسافربري ايران در خليج فارس

- پاسخ منفي دادن به التماس آمريکا براي مذاکره و برقراري روابط سياسي

شکستن ابهت پوشالي ابرقدرتها مخصوصا آمريکا بازتاب مهمي در جهان به دنبال داشت . مردم مسلمان و مستضعف جهان و حرکتهاي آزاديبخش پي به ضعف و ناتواني آمريکا برده و شکست قدرت اسطوره اي آن را به چشم خود مشاهده کردند .

مردم جهان به اين باور رسيدند که قدرت آمريکا در برابر قدرتهاي الهي و مردمي ناچيز بوده و قدرت واقعي آن بسيار کمتر از آن چيزي بوده که هميشه در جهان تبليغ و ترويج مي شده است خبرگزاريها و مطبوعات جهاني هم لب به سخن گشوده و به اين تحقير آمريکا اعتراف کردند . هفته نامه اشپيگل آلماني مي نويسد ( آيت ا... خميني با تحريک مسلمانان غرب را شوکه کرد و پس از سقوط شاه با تحقير آمريکا شيطان بزرگ پرداخت ) . راديو نروژ مي گويد : ( آيت ا... امام خميني رهبر و شخصيتي بود که طي ده سال بارها آمريکا را تحقير کرده و آبروي آن کشور را برد  آيت ا... امام خميني نشان داد محرومين مي توانند در قبال ابرقدرتها پايداري کنند ) کار به جايي مي رسد که خود راديو آمريکا هم اعتراف به ناتواني آمريکا کرده و به نقل از روزنامه شيکاگو تريبون مي گويد : ( آيت الله خميني آمريکا را بارها با ناتواني مواجه ساخت و در اين مورد به آمريکا درس داد و دو رئيس جمهوري آمريکا را با نااميدي رو به رو ساخت . شايد تا به حال در هيچ دوره اي از سالهاي اخير برنامه ريزان سياسي آمريکا با چنين وضعيتي رو به رو نشده بودند که کشوري در مقابل نفوذ نظامي ، سياسي و اقتصادي آمريکا مصونيت داشته باشد)

اين دستاورد عظيم جهاني انقلاب اسلامي براي مردم قهرمان ايران و کليه مسلمانان و مستضعفان جهان ، عزت و افتخار و براي دشمنان کينه توز آن ذلت و خواري به همراه داشت . اين نعمت بزرگ انقلاب از سوي بنيانگذار کبير انقلاب اسلامي امام خميني (ره) نيز مورد تاکيد قرار گرفته است . در اين رابطه حضرت امام در يکي از سخنرانيهاي خويش در سال 1358 چنين فرمودند :

« شما بدانيد که اين نهضت شما ملت ايران اين عظمت قدرتهاي بزرگ که با تبليغات تحميل کرده بودند بر دماغها که اصلا نمي شود با انگلستان در افتاد ، حالا هم ديگر اصلا با آمريکا نمي شود ديگر در افتاد اين عظمت را شکست . يعني شما ملت عزيز ايران زن ومردتان ريختند در خيابانها و با فرياد الله اکبر اين عظمتي که در قلوب اشخاص پيدا شده بود و ملتها را وادار مي کرد که ساکت باشند مبادا يک وقتي بربخورد به آنها اين را شکست ... نهضت شما الان اين معنا را هم شکست در دنيا که نمي شود در مقابل آمريکا ( ايستاد ) »

در پيام حج سال 1366 فرمودند :

« من با اطمينان مي گويم اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت مي نشاند . اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را يکي پس از ديگري بر طرف و سنگرهاي کليدي جهان را فتح خواهد کرد » .

در اين مورد رهبر معظم انقلاب فرمودند :

« انقلاب شما حريم دروغين قدرتها و قلدرها را شکست . آمريکا به عنوان ابرقردت يک روز آمريکا بود اما امروز ديگر نيست . امروز شما ببينيد که در چندت نقطه از نقاط عالم مردم عکس رئيس جمهور آمريکا را آتش مي زنند يا پرچم آنها را به آتش مي کشند ؟ چند جا از نقاط عالم ملتها و توده هاي مردم مشت گره مي کنند و مرگ بر آمريکا مي گويند » .

يکي از موارد مهم تحقير و شکست آمريکا که براي آنها بسيار سنگين و گران تمام شده تسخير لانه جاسوسي آمريکا در ايران بود که به نام سفارتخانه عملا به توطئه و براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران مشغول بود . در 13 آبان 1358 دانشجويان مسلمان پيرو خط امام با شجاعت بي نظيري لانه جاسوسي آمريکا را تسخير نموده و جاسوسان به ظاهر ديپلمات آن را به گروگان خويش گرفتند . اين حرکت که با حمايت قاطع امام خميني (ره) و توده مردم ايران مواجه شد ضربه بسيار محکمي بر پيکر آسيب ديده آمريکا در اثر سقوط شاه وارد آورد . ويليام سوليوان آخرين سفير آمريکا در رژيم پهلوي پيرامون اين اقدام انقلابي با اعتراف به تحقير آمريکا چنين مي نويسد : ( روش سست و بي بنياد حکومت کارتر در سياست خارجي و اقدامات نامعقول برژينسکي که هنوز قادر به درک واقعيت مسائل ايران نبود در نوامبر 1979 به گروگان گيري اعضاي سفارت آمريکا منجر شد و يک دوران تحقير ملي که در تاريخ آمريکا نظير آن ديده نشده است آغاز گرديد )

به دنبال اين حرکت انقلابي مردم ايران آمريکا تلاش کرد با تهديد و ايجاد رعب و وحشت مردم مبارز  ايران را مرعوب کند ولي امام خميني (ره) با قاطعيت و شجاعت تمام در سخنراني مورخ 17 آبان 1358 خويش در جمع دانشجويان فرمودند:

(آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند . صحبت اين که اگر دخالت نظامي بکند ما چه خواهيم کرد ، غلط است ... غلط مي کند ! نترسيد ، نترسيد ... آمريکا عاجزتر از اين است که در ايران دخالت نظامي بکند ... )

تاچر نخست وزير وقت انگليس نيز با اعتراف به قدرت انقلاب اسلامي عملا به حقارت غرب در برابر آن اذعان نمود و گفت ( ما غربيها در دهه 1980 از وسايل نظامي و ابزار جنگي شوروي و اقمارش واهمه نداريم . زيرا اگر بلوک شرق و اعضاي پيمان ورشو مجهز به سلاحهاي مدرن و پيشرفته مسلح و مجهزيم ليکن در حضور فرهنگ اسلامي انقلاب ايران مي ترسيم ) .

ايران اسلامي به عنوان کشوري که مرزهاي مشترک طولاني با ابر قدرت شرق وقت داشت هرگز مرعوب قدرت آن نيز نشد و همان ايستادگي و مقاومتي را که در برابر غرب داشت در برابر شرق نيز به نمايش گذاشت . شعار (نه شرقي ، نه غربي ، جمهوري اسلامي ) دقيقا (نه ) گفتن به هر دو ابرقدرت بود . حضرت امام همانگونه که غرب را ناچيز مي شمرد شرق رات نيز تحقير مي کرد و از قدرت پوشالي آن واهمه اي نداشت . يکي از موارد مهم تحقير ابرقدرت شرق که جنبه بسيار محترمانه و باوقاري داشت ، ارسال پيام تاريخي حضرت امام به گورباچف و دعوت ابرقدرت شرق به اسلام بود . يعني امام نه تنها مرعوب ابرقدرت شرق نشده بود بلکه انقلاب اسلامي ايران را در آن چنان موضع بالاتر و برتري مي ديد که اين ابرقدرت را به راه خويش و اسلام دعوت کرد .

گورباچف که تحت تاثير شديد اين پيام قرار گرفته بود بعدها با اقرار به عظمت انقلاب اسلامي ايران مراتب تحقير ابر قدرت شرق در برابر آن را محترمانه اعتراف کرد و گفت : ( پيام آيت الله خيمني براي من ، پيام به تمام اعصار در طول تاريخ بودو زماني که من اين پيام را دريافت کردم اينگونه انگاشتم که شخصي که اين پيام را نوشته فردي متفکر و دلسوز براي سرنوشت جهان است . من از اين که با دقت به آن گوش دادم و آن را مطالعه کردم استنباط کردم که او کسي است که براي جهان نگران است ... آيت ا... خميني توانست اثري بزرگ در تاريخ نوين جهان بگذارد . ما زماني که اين پيام را در جلسه کميته مرکزي حزب کمونيست مطرح کرديم براي اعضاي حزب که نيمي از جهان را در اختيار داشت بسيار غير منتظره بود و نسبت به پيام به ديده احترام نگريستند . من از ايشان با احترام عميق ياد مي کنيم و معتقدم که آيت الله خميني فراتر از زمان مي انديشيد و در بعد مکان نمي گنجيد ... اگر ما پيش بيني آيت ا... خميني را جدي تر مي گرفتيم امروز قطعا شاهد چنين وضعيتي نبوديم و اجازه نمي داديم که وضعيت کشور به چنين حالتي درآيد ) .

 

دستاورد دوم

صدور انقلاب و جهاني شدن آن

 

دستاورد سوم

طرح پيام و راه جديد و شکستن نظام دو قطبي

 

دستاورد چهارم

قدرت و عزت يافتن ايران در جهان و منطقه

 

 

دستاورد پنجم

رهايي ايران از ذلت ژاندارمي آمريکا در منطقه

 

دستاورد ششم

افشاي چهره واقعي کشورهاي غربي و امريکا

 

دستاورد هفتم

افشاي چهره واقعي کشورهاي مدعي حکومت اسلامي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حوزه مسلمانان و مستضعفان جهان

دستاورد اول

بيداري ملتهاي مسلمانان ومظلوم جهان وجرات مبارزه يافتن

نخستين گام براي هر نوع مبارزه و جهاد و انقلاب ، بيداري و آگاهي مردم به عنوان ستون و بدنه اصلي حرکتها و نهضتها مي باشد . آگاهي و بيداري مردم نقش بسيار مهم و حياتي دارد . موتور اوليه حرکت و نيز سقوط استمرار مبارزه آگاهي مردم و شناخت مبارزين است . در حقيقت بدون حصول اين آگاهي نهضت و جنبش ماندگاري شروع نمي شود و صرفا در انديشه و تصور باقي مي ماند . اين شناخت و آگاهي شامل حوزه هاي مختلف مي باشد . آگاهي از وضعيت موجود ، آگاهي از وضعيت مطلوب ، آگاهي از لزوم حرکت و نهضت ، شناخت و اطمينان از اصل امکان مبارزه و تحقق پيروزي آگاهي از توان و امکانات خود و دشمن شناخت آگاهي نسبت به تجربه تاريخي و عملي ساير جنبشها و نهضتها از جمله اين موارد مي باشد .

نظر به نقش و اهميت اين بيداري و آگاهي اوليه ، قدرتهاي استکباري جهاني و نيز حکام و سران کشورهاي وابسته به آنان هميشه به انحاء مختلف تلاش مي کنند تا مردم نسبت به مسايل ياد شده در جهل و ناآگاهي باقي بمانند و بدين ترتيب به طور ريشه اي از تشکيل و رشد نهضت ها جلوگيري شود .

گام دوم در مبارزه پس از آگاهي داشتن شهامت و شجاعت لازم براي مبارزه مي باشد . اگر بيداري و آگاهي را به بنزين موتور حرکتهاي انقلابي تشبيه نماييم شهامت و شجاعت جرقه لازم براي احتراق بنزين اين موتور محرکه است . در اين مورد نيز دشمنان تلاش زيادي کرده اند تا مردم بيدار و آگاه فاقد شهامت و جرات لازم بوده و افرادي ترسو و بزدل باشند .

تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، استکبار جهاني و عمال وابسته آنها در نگهداشتن مردم در جهل و نا آگاهي تا حدود زيادي موفق بودند و با طرح مواردي از قبيل نيم شود قضا و قدر و تقدير الهي چنين است اوضاع موجود را توجيه مي کردند . آن دسته از مردم نيز که فاقد شجاعت و جرات لازم جهت مبارزه بودند براي سرپوش گذاشتن بر اين ضعف خود به توجيهات فوق بيشتر دامن مي زدند . از طرف ديگر الگوي مناسبي در اين زمينه در اختيار نداشتند . ليکن به برکت پيروزي انقلاب اسلامي ايران آگاهي و بيداري گسترده اي در بين مردم مسلمان ، محروم و مستضعف جهان پديدار گشته و شجاعت لازم را براي مبارزه به دست آوردند . بدين ترتيب دستاورد جهاني ديگري در دفتر دستاوردهاي جهاني انقلاب به ثبت رسيد .

احمد جبريل دبير کل جبهه خلق براي آزادي فلسطين مي گويد : ( جمهوري اسلامي ايران با رهبري اسلامي و حکيمانه آن محوري براي بيداري اسلامي در جهان و پناهگاهي براي مجاهدان انقلابي شده است ) و سيد حسن نصر الله دبير کل حزب الله لبنان در بيروت مي گويد : ( انقلاب اسلامي ايران مسلمانان جهان را بيدار کرد و به آنان عزت بخشيد و اين مساله در حضور قوي ملتها در صحنه هاي جهاد و مبارزه عليه رژيمهاي وابسته غربي بخوبي نمايان است . )

با پيروزي انقلاب اسلامي در سراسر جهان اسلام ، از يوگسلاوي و مراکش در غرب گرفته تا اندونزي و فيليپين در شرق يک جنبش مردمي نضج گرفت . اين تجديد حيات اسلامي به شکلهاي مختلف از قبيل حرکتهاي مردمي در عراق ، جهاد مسلمانان در افغانستان اشغال شده توسط شوروي سابق ترور انور سادات در مصر ، مقاومت شديد در لبنان ، بروز حرکتهاي اسلامي در کويت ، بحرين ، قيام مردم در الجزاير ، مصر ، تونس ، مراکش و قيام اسلامي مردم فلسطين تجلي يافته است . پيروزي انقلاب اسلامي در ايران موجب شد مردمي که از عظمت قدرت خود بي اطلاع بودند و همه مظالم را در چهارچوب قسمت و تقدير و قضاي الهي تفسير مي کردند با برداشتي نوين از اسلام راستين و ناب به حرکت در آيند .

اين حرکت نه فقط شيعيان بلکه طرفداران اهل سنت را نيز در بر گرفت . چرا که پيام امام ، پيام وحدت مسلمانان و يک پيام فراگير و جهاني بود . هدف اهراز پرچم لا اله الا الله در سراسر جهان نفي تمامي قدرتها و تکيه بر قدرت لايزال الهي و توده هاي مردم بود . والاترين دستاورد انقلاب اسلامي ايران براي ملتهاي مستضعف جهان تربيت انسان جديدي بود که قادر به ايستادگي و مقاومت در مقابل ظلم باشد . اين مساله با ايجاد روحيه ايثار و مبارزه در ميان امت اسلام بزرگترين تهديد براي وضع موجود و ثبات تحميلي غرب بر منطقه ونيز براي قدرتهاي غربي که بر مواضع استراتژيک ومنابع زير زميني کشورهاي منطقه تکيه داشتند محسوب مي شد .

اين بيداري و آگاهي و جرات مبارزه يافتن در قلمرو کشورهاي زيادي به وجود آمد که امکان پرداختن به همه آنها از دايره بحث اين مجموعه مختصر خارج است .

دستاورد دوم

جهاني کردن مبارزه با رژيم اشغالگر قدس

 

دستاورد سوم

تاثير گذاري معنوي انقلاب اسلامي بر نهضتهاي اسلامي و مردمي

 

 

 

 

حوزه سياست

دستاورد اول – استقلال سياسي و رهايي از وابستگي به غرب

 

استقلال سياسي يکي از مهمترين موضوعات مربوط به حاکميت و سياست خارجي هر کشوري مي باشد . از ويژگي هاي بارز و بدون ترديد رژيم پهلوي که نياز به بحث و استدلال چنداني نداشته و شواهد و مدارک بسياري در اين زمينه منتشر شده است وابستگي اين رژيم به غرب و نداشتن استقلال سياسي بود امري که بر هيچ صاحب نظر سياسي پوشيده نبوده و نيست . تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي کشور مظلوم ايران در طول تاريخ خود کمتر مزه استقلال سياسي را چشيده بود و عمدتا به قدرتهاي استکباري خارجي مخصوصا انگليس و بعد هم آمريکا وابسته بوده است .

حکام و سلاطين جائر ايران به علت مردمي نبودن حکومتشان و نيز نداشتن غيرت ديني و ملي به راحتي و حتي بعضا با افتخار طوق بندگي و سر سپردگي کشور به بيگانگان را بر گردن خويش مي انداختند . وابستگي و سر سپردگي رژيم ايران در دوران رضاخان قلدر و نيز اوايل سلطنت فرزندش  محمد رضا به قدرت استعماري انگليس بود ولي بعدها که تا زمان پيروزي انقلاب نيز طول کشيد حکومت ايران کاملا وابسته و مطيع سر کرده استکبار غرب يعني آمريکا بود .

وابستگي رژيم به غرب و نداشتن استقلال سياسي ، مصاديق و جلوه هاي گوناگوني داشته است که به بعضي از آنها اشاره مي کنيم :

- وابستگي اصل وجودي رژيم پهلوي به غرب

- تبعيت رژيم پهلوي از سياستهاي غرب

- اخذ موافقت غرب براي تصميمات کلان کشور

- تعيين مقامات رژيم از سوي امريکا و غرب

- سر سپردگي مقامات کشور به غرب امريکا

- وضعيت بعد از انقلاب

دستاورد دوم

سرنگون کردن رژيم مستبد و ستمگر پهلوي

 

دستاورد سوم

از بين رفتن ساواک

دستاورد چهارم

ايجاد حکومت اسلامي

 

دستاورد پنجم

برخوردار شدن از قانون اساسي اسلامي ، مردمي ، مترقي و قوي

 

حوزه مردم و حکومت

دستاورد اول

ايجاد حکومت جمهوري (مردمي )

تا قبل از پيروزي اسلامي ايران ، مردم نقشي در تعيين سرنوشت خود نداشتند . رژيم پهلوي چه در قانون و چه در عمل نقش قابل توجه و موثري براي مردم در نظر نگرفته بود و آراء و نظرات مردم براي آنها ارزشي نداشت . اصولا در رژيم هاي سلطنتي مردم نقش و جايگاه موثري در ساختار حکومتي و تعيين مقامات بلند پايه کشور و نيز تصميم گيريهاي مهم و کلان حکومت ندارند .

در همين رابطه آنتوني پارسونز آخرين سفير انگليس در رژيم پلوي در خاطرات خود مي نوسيد (رژيم پهلوي بر دو بنياد اصلي قدرت استوار بود که عبارت بودند از ارتش و ساوارک ) اين اعتراف سفير انگليس به عنوان کشوري که حامي رژيم پهلوي بود بخوبي نشانگر اين است که مردم جايگاه و نقش موثري در رژيم پهلوي نداشتند و رژيم اتکا به مردم نداشت .

اما به برکت پيروزي انقلاب اسلامي ايران به اين سياست و بينش پايان داده شد . اين دستاورد بزرگ انقلاب بموجب گرديد مردم نقش اصلي و تعيين کننده اي در مهمترين ساختارهاي حکومتي ، وضع  قوانين و همه پرسيها و نيز اداره کشور داشته باشند . حضرت امام خميني (ره) چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن همواره تاکيد بر نقش مردم داشته حقيقتا براي آن ارزش و اهميت قائل بودند .

در طول دوران مبارزه وبعد از پيروزي انقلاب مخاطب و همراه اصلي امام ، توده مردم بودند . هم مبارزه و انقلاب مردمي بود و هم پس از پيروزي اداره کشور با مردم بوده است . امام مردم را ولي نعمت مسئولين کشور معرفي کرده و همه مقامات مملکتي را به خدمت به آنها دعوت و سفارش مي کردند .

حکومت ما از دو رکن و پايه اصلي تشکيل يافته است . پايه اسلامي و پايه جمهوري . يکي از هنرهاي بزرگ و اعجاب انگيز امام و انقلاب اسلامي و قانون اساسي ايران تلفيق و ترکيب اسلاميت نظام با جمهوريت آن مي باشد . در عين وفاداري به اسلام نقش مردم نيز حفظ شده است . در مورد پايه اسامي قبلا بحث کرديم در اين جا به بررسي رکن دوم حکومت يعني جمهوريت آن مي پردازيم .

اصل اول قانون اساسي که بيان کننده نوع حکومت مي باشد ، تصريح به جمهوريت نظام دارد . در اصل اول قانون اساسي آمده است : ( حکومت ايران جمهوري اسلامي است ) در مورد جمهوريت و نقش اساسي مردم در اداره امور کشور قانون اساسي دولت را ملزم به مشارکت دادن مردم در تعيين سرنوشت خود کرده است . اصل سوم قانون اساسي که وظايف کلان دولت را مشخص کرده است . اصل سوم قانون اساسي که وظايف کلان دولت را مشخص کرده است در بند 8 آن آمده است :

( مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خويش ) در همين رابطه اصل ششم قانون اساسي نيز مقرر مي دارد ( در جمهوري اسلامي ايران امور کشور بايد به اتکا آراء عمومي اداره شود . از راه انتخابات ،انتخاب رئيس جمهور ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، اعضا شوراها و نظاير اينها يا از راه همه پرسي در مواردي که در اصول ديگر اين قانون معين مي گردد .)

اين اصل به کليات جمهوريت نظام و نقش مردم اشاره مي کند اما اصول متعدد ديگري از قانون اساسي وجود دارد که جلوه هاي جمهوريت نظام را نشان مي دهد . اين اصول امروزه صرفا کلماتي در تئوري و قانون نيست بلکه عملا به اجرا درآمده مردم در ارکان مهم نظاک نقش تعيين کننده خود را ايفا مي کنند .

دستاورد دوم

اتکاء به مردم در حل مشکلات اساسي

دستاورد سوم

برگزاري 24 انتخابات مهم و آزاد ظرف مدت 24 سال

 

حوزه قانونگذاري

دستاورد بيست و چهارم

اقتدار مجلس و حق نظارت در عموم مسائل کشور

در دوران رژيم پهلوي مجليس کشور ، مجالسي ضعيف ، ذليل و ناتوان بودند . اين ضعف و ناتواني علل مختلفي داشت . اول اين که نمايندگان مجلسين خود افرادي ضعيف و ترسو و فاقد سخصيت و شجاعت لازم جهت ايفاي وظيفه نمايندگي بودند . آنها تمام هم و غمشان پول و ثروت ، رفاه و عياشي و خوشگذراني بود . حوصله درگير شدن با مسائل و مشکلات کشور و ايجاد درد سر براي خودشان را نداشتند . دوم اينکه عملا آزادي بيان برايش وجود نداشت . انتقاد و مخالفتهاي نمايندگان و درگير شدن آنان با مقامات مملکتي و قوه مجريه برايشان گران تمام مي شد . سوم اين که چون اساسا رژيم از نوع سلطنتي و پادشاهي بود و از طرفي قوه مجريه در اختيار شاه بود نمايندگان مجلس نمي توانستند برخلاف نظر شاه قانونگذاري و يا در امور اجرايي کشور مداخله و اظهار نظر نمايند . چهارم اين که نمايندگي که خود منتخب و برگزيده مقامات بلند پايه کشور بوده و نمايندگي خود را مديون آنها مي دانستند عملا در ايفاي وظايف نمايندگي نيز تابع و وابسته به آنها بوده و توان و امکان مداخله در امور کشور را نداشتند مخصوصا اگر پاي مقامات قدرتمند و با نفوذ کشور به ميان آمد .

پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي تغييرات بنياديني در ساختار قانوني و عملکردي ملس صورت گرفت . اين تغييرات موجب ايجاد اقتدار و قدرت لازم براي مجلس شده و حق دخالت در عموم مسائل کشور را به دنبال داشت .

 

دستاورد دوم

نظارت و کنترل واقعي مجلس بر قوه مجريه

 

دستاورد سوم

لزوم اسلامي بودن مصوبات مجبس و کنترل آن توسط شوراي نگهبان

 

 

 

 

حوزه قضايي

دستاورد اول

تصفيه قضات و مسئوولين بلند پايه فاسد از قوه قضائيه

قبل از انقلاب و در دوران رژيم منحط پهلوي ، مديريت و پست هاي کليدي قوه قضائيه در دست افرادي فاسد و وابسته به دربار و صاحبان قدرت و نفوذ بود. افرادي که تمام همتشان ثروت اندوزي ، فساد و فحشا و ظلم و تعدي به حقوق مردم محروم و مستضعف بود طبيعي است با وجود چنين روسايي در قوه قضائيه و دادگستري راه براي ورود قضات فاسد و بي تعهد باز شده و جان و مال و عرض و ناموس مردم به دست قضات ناپاک و غير عادل و نالايق بيفتد . نقش روسا و مديران اصلي و بلند پايه قوه قضائيه و دادگستري در جهت گيري هاي اين قوه به کارگيري قضات و شيوه قضا روشن و آشکار است . وجود روسا و مقامات عالي رتبه فاسد در قوه قضائيه موجب شده بود جهت گيري عدالت قضايي به تعدي و ظلم قضايي تبديل شود . وجود آنان ميدان حضور قضات فاسد را وسيع تر کرده و دستيابي مردم به حقوق قانوني خود و دادخواهي را دچار مشکل اساسي نموده بود.

پيروزي انقلاب اسلامي دوران حاکميت و تصدي ظالمانه و نامشروع آنان را پايان داده و دستگاه قضايي را از لوث وجود آنان پاک نمود . از يک طرف قضات فاسد و نالايق تصفيه شده و از لکه دار شدن حيثيت و آبروي ساير قضات پاک و شايسته بخاطر وجود اين قضات فاسد در سلک آنان جلوگيري گرديد از سوي ديگر مقامات بلند پايه فاسد قوه قضائيه جاي خود را به مجتهدين با تقوا و عادل و مسلمان و انقلابي داده اند هر چند نمي توان ادعا کرد که تمامي قضات و مسئولين بطور کامل تصفيه شدند اما اکثريت و غالب آنها تصفيه و کنار گذاشته شدند و دستگاه قضايي براي مردم بوجود آمد که بتوانند با اميدواري به قضاوت عادلانه و اسلامي به دادخواهي نزد اين دستگاه بپردازند به هر حال نقاط ضعف و برخي کاستي ها در اين زمينه وجود دارد اما اگر بخواهيم منصفانه قضاوت کنيم نسبت به قبل از انقلاب تحولات عظيم و ارزشمندي در آن صورت گرفته است . در همين رابطه حضرت امام خميني (ره) در سخنراني مورخه 28 بهمن 1359 خويش در جمع مردم با انتقاد از کساني که اصلاحات قضايي را درک نکرده و آنرا همانند گذشته تفسير مي کردند فرمودند :

« يک چيزي ديگري هم قوه قضائيه است آيا شوراي قضايي اين عصر زمان جمهوري اسلامي و رئيس دادگاه و روساي دادگاهها و رئيس ديگر از ارگانهاي قضايي همانطور هستند که در رژيم شاهنشاهي ؟ آيا آقاي دکتر بهشتي هم و آقاي موسوي اردبيلي هم همان قاضي هايي هستند که در آن وقت بودند ، آيا وضع قضات را در آن وقت اطلاع ندارند مردم ؟ آيا قاضي هايي که در آن وقت بودند البته يک قشرشان که الان هم در کار هستند اينها خوب بودند لاکن آن تصفيه شده ها را مقايسه بکنيد با اينهايي که الان هستند . اين هم راجع به قضات که من نمي خواهم بگويم که قضات سابق اشخاصي و از چه صنف مردم بودند اين را من نمي خواهم بگويم که حتي کمونيست هم تويشان بود . قاضي شرع قاضيي که مي خواهد بر طبق موازين عمل کند کمونيست است و بدتر از آن هم تويش بوده است حالا هم همينطور است ؟ من باز هم نمي خواهم بگويم در تمام کشور همه قضاتي که هستند درست هستند هيچ همچنين صحبتي نيست اصل 157 قانون اساسي فرد واجد شرايط جهت تصدي پست پر مسئوليت و حساس رياست قوه قضائيه را چنين توصيف مي کند ( به منظور انجام مسئوليت هاي قوه قضائيه در کليه امور قضايي و اداري و اجرايي مقام رهبري يکنفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضايي و مدير و مدبر را براي مدت 5 سال بعنوان رئيس قوه قضائيه تعيين مي نمايد که عالي ترين مقام قوه قضائيه است »و براساس اصل 162 نيز ( رئيس ديوان عالي کشور و دادستان کل بايد مجتهد عادل و آگاه به امور قضايي باشند و رئيس قوه قضائيه با مشورت قضات ديوان عالي کشور آنها را براي مدت 5 سال به اين سمت منصوب مي کنند .)

دستاورد دوم

رفع اعمال نفوذ در امور قضايي و محاکم

 

دستاورد سوم

اصلاح و اسلامي شدن قوانين جزائي

 

دستاورد چهارم

اصلاحات و تحولات زندانها

 

دستاورد پنجم اجراي احکام و حدود الهي

 

حوزه دين و فرهنگ

دستاورد اول

حاکميت يافتن فقه و فقاهت در شوون مختلف زندگي اجتماعي

 

فقه و فقاهت قبل از انقلاب همانند حوزه هاي و  علماء و روحانيون منزوي و از صحنه هاي گوناگون اجتماعي دور بود . حضور فقه بيشتر در صحنه هاي درس و بحث حوزه ها بود و در زندگي اجتماعي نقس چنداني نداشت . در مواردي هم که حضور داشت اين حضور قالبا محدود به احوال شخصيه و زندگي فردي مردم و نيز مسائل و احکام عبادي بود . رژيم پهلوي تلاش زيادي مي کرد تا فقه و فقاهت وارد زندگي سياسي اجتماعي و حکومتي نشود .

محمد رضا پهلوي از اقدام پدرش که توسط وي توسعه يافت با افتخار ياد کرده و عمق کينه خود را نسبت به حضور فقه اسلامي در جامعه که توسط علما و روحانيون دنبال مي شد نشان مي داد او در کتاب پاسخ به تاريخ مي نويسد : ( استقرار يک نظام سياسي جديد توسط پدرم که تا حد زيادي از معيارهاي غربي الهام مي گرفت و توسعه و تحکيم آن توسط من قسمت اعظم امتيازاتي را که قبلا در اختيار روحانيون قرار داشت از آنها سلب کرد به همين جهت بعضي ملاهاي شيعه شروع به مخالفت کردند ).

اما پس از انقلاب اسلامي فقه اسلامي در همه ابعاد زندگي اجتماعي وارد شد البته اين حضور در همه حوزه ها يکسان نبوده ولي به هر حال در همه آنها کم و بيش وجود داشته است . در ضمن اينکه در زندگي فردي و خانوادگي افراد جامعه مسائل فقه اسلامي حضور پر رنگ تري يافت در مسائل سياسي و حکومتي نيز فقه سياسي اسلام وارد عمل شده و با تنظيم قانون اساسي سياست ها و خطوط کلي را ترسيم و حتي در جزئيات نيز نقش ايفا نموده است . در تنظيم سياست خارجي روابط با کشورها روابط با مسلمين و نهضت هاي اسلامي و آزادي بخش جهان و حاکميت بخشيدن به سياست ظلم ستيزي و حاکميت از مظلومان جهان ، استقلال سياسي ريال مبارزه و ايستادگي در برابر دشمنان اسلام فقه اسلامي نقش و دخالت داشته است . لازم به ذکر است که فقه اسلامي در سياست هاي اقتصادي و همچنين فعاليت ها و عمليات اقتصادي نيز ايفاي نقش نموده است اجراي عمليات بانکي بدون ربا و انطباق فعاليت هاي بانکي در غالب عقود اسلامي از جمله اين موارد است . در ساير حوزه هاي فرهنگي تربيتي آموزشي پزشکي هنري حقوقي و قضايي نيز فقه اسلامي کارآمدي و توانمندي خودر ا نشان داد .

دستاورد دوم

احياء و حاکميت ولايت فقيه

 

دستاورد سوم

ايجاد وحدت بين حوزه و دانشگاه

 

دستاورد چهارم

ايجاد رابطه قلبي و عملي بيشتر بين مردم و روحانيون

 

دستاورد پنجم

خودباوري فرهنگي

 

دستاورد ششم

استقلال فرهنگي

 

دستاورد هفتم

تغيير ارزشها در ابعاد مختلف زندگي

 

دستاورد هشتم

ايجاد تحولات روحي در مردم و مخصوصا جوانان

 

دستاورد نهم

ايجاد معنويت ، ايثار و شهادت طلبي

 

دستاورد دهم

توسعه و تقويت فرهنگ ، نماز و نماز جماعت

 

دستاورد يازدهم

بازيابي جايگاه مساجد و توسعه نقش آنها

 

دستاورد دوازدهم

گسترش فرهنگ قرآني و اهتمام به آن

 

دستاورد سيزدهم

احياي نماز جمعه

 

دستاورد چهاردهم

احياي امر به معروف و نهي از منکر

 

دستاورد پانزدهم

تشکيل بنياد شهيد انقلاب اسلامي

 

 

 حوزه مسائل اجتماعي و اخلاقي

دستاورد اول – برچيده شدن مشروب فروشي ها و مشروب خواريها

 

وجود مشروب فروشي هاي فراوان در سراسر کشور در اکثر خيابانها و محله ها يکي از هزاران مفاسد و منکرات رژيم منحوس پهلوي بود . وجود اين مراکز مفسده انگيز و تلاش براي توسعه و گسترش آن از جمله مظاهر و جلوه هاي دين ستيزي رژيم فاسد پهلوي بود . در واقع رژيم محمد رضا پهلوي با اين کار قصد نشان دادن ضديت خود با دين اسلام و بي اعتقادي به حلال و حرام هاي شرعي را داشت . ليکن به برکت پيروزي انقلاب اسلامي به اين مفسده پايان داده شده و اين لکه ننگ از دامان کشور اسلامي ايران بطور کامل پاک گرديد.

هزاران مشروب فروشي رسمي در سراسر کشور به يکباره در اثر انقلاب از ميان رفته و برچيده شد . درک عمق و اهميت و نيز ارزش اين دستاورد انقلاب مستلزم مروري بر مفاسد و تبعات منفي و زيانبار چنين مراکزي و نيز بررسي اهداف شوم رژيم پهلوي و سياست گذاران غربي است در اين جا به چند مورد مهم آن به اختصار اشاره مي کنيم :

1) رژيم فاسد پهلوي با تاسيس و گسترش مشروب فروشي ها و ميکده ها قصد رسميت بخشيدن علني به امر حرام مشروب فروشي و مشروب خواري داشت . اعطا مجوز رسمي از سوي دولت براي ايجاد مراکز و فروشگاههايي به منظور عرضه و فروش مشروبات الکلي و رسميت بخشيدن به اين امر حرام در بين توده مردم بود .

2) رژيم پهلوي با رسميت بخشيدن به اين مراکز فساد مي خواست گستاخي و شهامت خود را نسبت به علني کردن مخالفت با موازين شرعي نشان بدهد و قدرت خود را به رخ مردم مسلمان و متدين و علما دين بنماياند .

3) وجود اين مراکز و فعاليت مستمر آنها کم کم در بين توده مردم اين عمل حرام و خلاف شرع را عادي جلوه مي داد در واقع عمل گناه و حرام به تدريج در جامعه عادي و طبيعي مي شد به عبارت ديگر رژيم پهلوي از مردم نسبت به وجود مراکز فساد و اعمال حرام حساسيت زدايي مي کرد تا براي آنها امري عادي تلقي شده و به جاي اعتراض به آن سکوت و سازش نمايند .

4) صرف وجود مراکز مشروب فروشي آن هم به تعداد فراوان و در اقصي نقاط کشور زمينه و بستر آلوده شدن به مشروب خواري و ميگساري را براي توده مردم فراهم مي کرد با وجود اين مراکز مردم راحت تر به مشروبات الکلي دسترسي داشته و بيشتر در معرض وسوسه آلوده شدن به اين امر حرام قرار مي گرفتند . آلودگي به مشروب خواري زمينه ساز آلودگي به ساير مفاسد را فراهم مي ساخت و رژيم شاه از اين مسئله به خوبي آگاه بود .

بايد به دستهاي آلوده غرب در اين زمينه نيز توجه داشت . تجربه عملي آنان در اندلس اين وسوسه را در آنها ايجاد کرده بود که با آلودن جوانان از درک و تلاش و استقامت آنان در برابر تجاوزات استکبار به ويژه آمريکا جلوگيري کنند و به اصطلاح از آنان ( حساسيت زدايي ) و انان را ( خواب ) نمايند .

دستاورد دوم

از بين رفتن کاباره ها

دستاورد سوم

کاهش چشم گير موسيقي و آواز مبتذل و حرام

دستاورد چهارم

از بين رفتن قمارخانه ها

دستاورد پنجم

از بين رفتن فساد کنار درياها

دستاورد ششم

برچيده شدن فاحشه خانه ها

دستاورد هفتم

تحول در محتواي کتابها

دستاوردهشتم

تحول در عرصه مجلات و روزنامه ها

دستاورد نهم

تحول در رسانه ملي راديو و تلويزيون

دستاورد دهم

تحول در فيلم ها و نمايش در سينماها

 

 

حوزه خاص بانوان

دستاورد اول

احياء شان و منزلت معنوي زنان و دختران

يکي از دستاورد هاي ارزشمند انقلاب اسلامي ايران احياء شان و منزلت زنان و دختران است . قبل از انقلاب اسلامي و در دوران رژيم منفور پهلوي زنان و دختران اين مرز و بوم از شان و منزلت شايسته اي برخوردار نبودند . اساس انحرافات و مفاسد رژيم پهلوي در قلمرو مسائل مربوط به آنان بخاطر ديدگاه و نگرشي بود که به تقليد و تبعيت کورکورانه از غرب نسبت به زن داشتند وبراساس همين مبناي فکري سياست هاي رژيم نسبت به مسائل مرتبط با زنان شکل مي گرفت . نگرش رژيم پهلوي به زنان و دختران نگرشي مادي ، منفعت طلبانه و لذت جويانه بود . دليل بر اين ادعا نيز سياست استفاده ابزاري رژيم پهلوي از زن و نيز وسيله قرار دادن او براي شهوت راني مردان عياش مي باشد . بر طبق آن تلقي زن ابزار محسوب مي شد زن وسيله اي براي هواهاي نفساني و شهواني مردان هوس باز و خوش گذران بود . زن وسيله اي براي کسب پول و ثروت بيشتر تلقي مي شد . در واقع زن موجودي درجه دوم و فرعي و صرفا براي مرد بود بديهي است بر اساس چنين نگرشي ديگر شان و منزلت و حرمتي براي زنان و دختران باقي نمي ماند .

ارتشبد سابق حسين فردوست محرم اصرار و دوست صميمي شاه در اين مورد چنين مي گويد :         (در دوران محمد رضا دعوت از زنان زيبا در مجالس مهماني مرسوم بود و در محافل ديپلماتيک تهران هميشه زنان زيبا و لوند در راس ليست مدعوين سفارت خانه ها و ميهماني هاي سفرا جا داشت تا سبب جلب دولتمردان ايراني شود . اشرف که مي خواست از پول سازمان برنامه و بودجه حداکثر استفاده را بکند با يک زن زيبا بنام آذر طرح دوستي ريخت که شوهرش در سازمان برنامه کارمند جوان و عادي بود . آذر در عين جواني و زيبايي دکتر دندان پزشک بود در يک مهماني که اشرف در هتل در بند تشکيل داده بود من نيز دعوت شده بودم زماني که مهمانان مشغول صرف مشروب بودند اشرف من و آذر و ابتهاج (رئيس سازمان برنامه ) را به يک اتاق برد و در حضور آذر و ابتهاج به من گفت زن به اين زيبايي ديده بودي ؟ گفتم : نه گفت : حالا اين ابتهاج براي اين زن ناز مي کند نظرم اين است که ترتيب وصلتشان را بدهم گفتم : ابتهاج زن دارد گفت که آن هيچ . گفتم آذر هم شوهر دارد گفت اين هم هيچ .

زن ابتهاج و شوهر آذر در سالن جزء مدعوين بودند سپس اشرف به ابتهاج گفت حالا شما دو نفر را تنها مي گذارم که ترتيب کار را بدهيد . اشرف و من از اتاق خارج شديم و آن دو نفر ماندند بعدا ابتهاج مرتب به خانه آذر مي رفت و روابط جنسي شديد داشتند . ابتهاج ساعتي به خانه آذر مي رفت که مي دانست شوهرش در سازمان برنامه کار دارد . يکي از اين روزها که ابتهاج به خانه آذر آمده بود بدون اينکه ابتهاج بفهمد آذر به شوهرش تلفن مي کند که زود به خانه بيا که کار دارم . شوهر سريع خودر ا به منزل مي رساند . در اين فاصله آذر در تختخوابش روابط را با ابتهاج شروع مي کند . شوهر وارد اتاق مي شود که صحنه را مي بيند . ابتهاج به شوهر مي توپد که تو کارمند قاچاق هستي و در اين موقع چرا به منزلت آمده اي اين صحنه سبب مي شود که شوهر آذر را طلاق بدهد و ابتهاج مجبور شود با اوازدواج کند .

ترديدي نيست که طراحي اصلي نقشه حضور بي موقع شوهر آذر اشرف بوده است اما آذر به ابتهاج اکتفا نکرد .

دستاورد دو م

ايجاد تحول روحي در زنان

 

دستاورد سوم

افزايش حضور دختران و زنان در مراکز علمي

 

دستاورد چهارم

حمايت هاي همه جانبه از زنان

 

 

حوزه آموزش و پرورش و تربيت

دستاورد اول

تحول در نظام تربيتي مدارس

قبل از انقلاب اسلامي ايران به علت حاکميت رژيمي سلطنتي و استبدادي و وابسته به استکبار غرب جهتگيري ها و سياست هاي کلان تربيتي و پرورشي ميليونها دانش آموز نيز در همين راستا بود . عمده ترين سياست هاي تربيتي و پرورشي رژيم فاسد پهلوي در موارد ذيل خلاصه مي شد :

- ترويج جدايي دين از سياست و ناکارآمدي دين و کهنه شدن مقررات آن

- لاابالي گيري ديني و بي تفاوتي نسبت به تعاليم و آموزه هاي ديني

- توسعه بي حجابي و بي عفتي

- اختلاط دختران و پسران در مدارس خصوصي

- برگزاري اردوهاي مختلف با برنامه هاي فاسد و شرم آور

- بکارگيري معلمان و مديران نالايق و غرب زده و فاسد

- برگزاري جشن هاي  مستحجن و فاسد به مناسبت هاي شاهنشاهي

- ترقيب و تبليغ فرهنگ غربي و غرب زدگي

- ترويج تفکر غير علمي بودن دين و جدايي اين دو از هم

- تبليغ شاه دوستي و شاه پرستي

- الهي و موجه جلوه دادن رژيم سلطنتي و شاهنشاهي

به برکت پيروزي انقلاب اسلامي نه تنها سياست ها و جهت گيري ها غلط گذشته کنار رفت بلکه مسئولين و دست اندرکاران آموزش و پرورش توانستند با اتخاذ سياست ها و جهت گيري هاي درست در جهت پرورش مذهبي و ديني دانش آموزان ، آگاه نمودن آنان به نادرستي شاه پرستي و حکومت هاي سلطنتي و نيز عدم مغايرت و هماهنگي بين علم و دانش و دين و مذهب و نيز آميختگي دين با سياست ، گام هاي مفيد و موثري در جهت تربيت و پرورش صحيح ميليونها دانش آموز سراسر کشور و آينده سازان ايران اسلامي بردارند .

بخشي از اين اصول و سياست ها و جهت گيري هاي تربيتي که توسط مسئولين نظام جمهوري اسلامي ايران اتخاذ شده عبارتند از :

- آشنا نمودن دانش آموزان با واقعيت دين و مذهب و مفاهيم عاليه اسلامي

- بکارگيري معلمين و مديران شايسته و لايق

- توسعه و گسترش فعاليت هاي مذهبي و فرهنگي در مدارس

- ايجاد نماز خانه در مدارس و ترويج فرهنگ نماز خواني و نماز جماعت در بين دانش آموزان

- توسعه و ترويج فرهنگ حجاب و عفاف در بين دانش آموزان دختر

- مبارزه و مقابله با مظاهر فساد اخلاقي و بي عفتي و بي حجابي

- تبديل اردوهاي فاسد و ضد اخلاقي رژيم گذشته به اردوهاي سازنده با نشاط آموزنده و در عين حال اسلامي

- تاکيد بر اهميت علم و دانش از نظر اسلام و تشويق استعدادهاي برتر و درخشان

- آشنا کردن دانش آموزان با سياست هاي استکباري شرق و غرب و واقعيت هاي جهاني

- آگاه کردن دانش آموزان به مفاسد و ستمگريهاي رژيم منحط پهلوي

- ترويج فرهنگ آشنايي و انس با قرآن و مفاهيم عاليه آن در بين دانش آموزان

- توسعه و ترويج تشکل هاي سالم و سازنده دانش آموزان از قبيل امور تربيتي ، انجمن اسلامي و بسيج

- ايجاد فضاي سالم ديني در محيط هاي ورزشي دختران دانش آموز و زدودن مفاسد اخلاقي در اين زمينه ها

دستاورد دوم

افزايش سطح علمي دانش آموزان تا کسب مقام در المپيادها

 

دستاورد سوم

توسعه و تقويت آموزش

 

دستاورد چهارم

توسعه مدارس روستايي و افزايش دانش آموزان

 

دستاورد پنجم

تغييرات اساسي در محتواي کتب درسي

 

دستاورد ششم

مبارزه با بي سوادي

 

حوزه دانشگاهها

دستاورد اول

استقلال و ضد استعماري شدن دانشگاهها

اهميت و نقش دانشگاهها به عنوان عالي ترين مراکز آموزش کشور در عرصه هاي مختلف سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي بر کسي پوشيده نيست . تربيت نخبگان و انديشمندان جامعه تاثير گذاري بر ساير اقشار و عرصه هاي  اجتماعي تربيت و پرورش مديران و مسئولان عالي رتبه کشوري که در حوزه هاي مختلف قدرت سياسي اقتصادي و فرهنگي و صنعتي را در آينده به دست خواهند گرفت از جمله کارکردها و نقش دانشگاهها و مراکز آموزش عالي مي باشد . به همين جهت است که امام خميني (ره) در اهميت دانشگاهها فرمودند :

« دانشگاه ها مبدا تحولات است ، دانشگاه مرکز سعادت و در مقابل شقاوت يک ملت است . از دانشگاه بايد سرنوشت يک ملت تعيين بشود » .

نظر به چنين اهميت والايي براي دانشگاهها و از آنجا که رژيم منحوس پهلوي رژيمي وابسته و متکي به غرب بود و از استقلال سياسي و فرهنگي برخوردار نبود لذا تلاش وافري در جهت وابسته نمودن دانشگاهها به غرب و تاثير پذيري از سياست هاي غربي مي نمود . اين تلاش ها نيز متاسفانه به ثمر نشسته و عملا دانشگاهها غير مستقل و وابسته به غرب بودند . اين وابستگي در حوزه هاي مختلف سياست گذاري ، مديريت ، آموزش ، انديشه ، تفکر و رفتار و کردار دانشجويان به چشم مي خورد . نتيجه وابستگي دانشگاهها به غرب و عدم برخورداري از استقلال اين بود که بخش عمده اي از نخبگان و انديشمندان کشور داراي افکار و انديشه اي وابسته و وامدار به غرب بودند و بر اين اساس به تئوري پردازي و انديشه سازي مي پرداختند . همچنين اداره پستهاي کليدي  و مهم جامعه و مديريت حوزه هاي مختلف سياسي و اقتصادي و اجتماعي به دست افرادي بود که وابستگي فکري و انديشه اي به غرب داشته اند .

از سوي ديگر اين وابستگي موجب سرايت فرهنگ و غرب گرايي و عدم استقلال به ساير حوزه هاي اجتماعي شده و دامنه بي هويتي و غرب گرايي را گسترش مي داد .

در حقيقت اگر چه جهت گيري و سياست گذاري کلي در دانشگاه خود تابعي از سياست عدم استقلال سياسي و بيگانه پرستي سياستمداران کشور بود با اين حال نضج و رشد فرهنگ و وابستگي به غرب در دانشگاهها متقابلا موجب تقويت نظام وابسته شاهنشاهي و تحکيم ارگان آن مي گرديد . در واقع نقشي که دانشگاهها در جهت وابسته نمودن کشور به بيگانگان داشتند نقشي بود که از ساير اقشار و گروههاي اجتماعي به سادگي بر نمي آمد . به همين جهت بود که حضرت امام خميني (ره) مي فرمودند :

« مردم بازار نمي توانند ما را بکشند به دامان شوروي يا امريکا. مردمي که دهقان هستند نمي توانند ما را بکشند به دامان اين و آن . مردمي که در کارخانه هستند نمي توانند اين کار را بکنند آنکه مي تواند ما را وابسته کند و در دامن آمريکا يا شوروي بکشد دانشگاه است براي اينکه همه چيز ما در دانشگاه است ، همت کنيد با هم دانشگاه را اصلاح کنيم » .

 

دستاورد دوم

توسعه دانشگاهها و افزايش تعداد دانشجويان

حوزه اقتصاد

دستاورد اول

پايه ريزي اقتصاد مبتني بر قوانين اسلام از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي ايران در حوزه انديشه و سياست هاي اقتصادي تلاش در جهت تحقق اقتصاد اسلامي و حاکميت بخشيدن به قوانين اسلامي در قلمرو مسائل اقتصادي است . در رژيم گذشته از آنجا که اعتقاد جدي به اسلام و قوانين و مقررات شرعي وجود نداشت لذا در قلمرو حوزه اقتصادي نيز همانند ساير حوزه ها سياست ها و جهت گيري ها و قواعد و مقررات آن فارغ از ضوابط شرعي و اسلامي بود . از نظر رژيم پهلوي هيچ اهميتي نداشت که سياست ها و برنامه هاي اقتصادي و قوانين و مقررات مربوط با آن با ضوابط ديني و شرعي مخالف باشد يا نباشد و اصولا در اين حوزه ها براي دين نقش و جايگاهي قائل نبودند . اما از آنجا که در نگرش اسلام دين اسلام ديني است جامع و کامل که در تمامي حوزه هاي زندگي اجتماعي از جمله مسائل اقتصادي داراي قاعده و قانون و سياست هاي مشخص مي باشد لذا نظام حکومت اسلامي از بدو پيروزي انقلاب جهتگيري اقتصادي خود را مبتني بر قوانين و مقررات اسلامي قرار داده است . در اين نگرش معني ندارد که حاکميت اسلام در حوزه هاي محدودي تحقق يابد بلکه حاکميت اسلامي بايد در قلمرو تمامي حوزه ها از جمله مسائل اقتصادي سريان و جريان داشته باشد .

حضرت امام خميني (ره) رهبر کبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نيز هميشه با رد مکاتب اقتصادي غير اسلامي مخصوصا دو مکتب برجسته سرمايه داري و کمونيستي تاکيد بر حاکميت بخشيدن با اقتصاد مبتني براسلام نموده اند . ايشان در يکي از پيام هاي خويش مي فرمايند :

« و يکي از مسائل بسيار مهمي که به عهده علما و فقها و روحانيت است مقابله جدي با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادي شرق و غرب و مبارزه با سياست هاي اقتصادي ، سرمايه داري و اشتراکي در جامعه است » .

حضرت امام (ره) در وصت نامه سياسي الهي خويش نيز مجددا با تاکيد بر اقتصاد مبتني بر اسلام ساير مکاتب اقتصادي را رد کرده و مي فرمايند :

« اسلام نه با سرمايه داري ظالمانه و بي حساب و محروم کننده توده هاي تحت ستم و مظلوم موافق است بلکه آن را به طور جدي در کتاب و سنت محکوم مي کند و مخالف عدالت اجتماعي مي داند و نه رژيمي مانند رژيم کمونيستي و مارکسيسم لنينيسم است که با مالکيت فردي مخالف و قائل به اشتراک مي باشد بلکه اسلام يک رژيم معتدل با شناخت مالکيت و احترام به آن به نحو محدود درپيدا شدن مالکيت ومصرف که اگر به حق به آن عمل شود چرخ هاي اقتصادي سالم به راه مي افتد و عدالت اجتماعي که لازمه يک رژيم سالم است تحقق مي يابد »

دستاورد دوم

حمايت از اقشار محروم و مستضعف جامعه

دستاورد سوم

مقابله با فساد مالي و اقتصادي

دستاورد چهارم

حمايت از توليدات داخلي

گسترش مخابرات و تلفن و پست

دستاورد ششم

تحول چشمگير در گاز رساني

دستاورد هفتم

اقدامات اساسي در کشاورزي

دستاورد هشتم

صنعت سيلو سازي

دستاورد نهم

سد سازي و تامين آب

دستاورد دهم

پتروشيمي

دستاورد يازدهم

صنعت برق

دستاورد دوازدهم

بهداشت و درمان پس از پيروزي انقلاب اسلامي

 

 

حوزه روستاها و مناطق محروم ( با نگاهي به تلاش هاي جهاد سازندگي )

 

تاسيس جهاد سازندگي و خدمات آن به مناطق محروم و روستايي

 

تاسيس نهادهاي انقلابي در جهت خدمت به مردم ناطق روستايي و محروم کشور از جمله دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران مي باشد . يکي از اين نهادهاي انقلابي خدمت گذار و مهم جهاد سازندگي مي باشد که در 27خرداد 1358 به دستور امام خميني (ره) تاسيس گرديدو خدمات فراواني به مردم محروم و دور افتاده کشور نمود .

دستاورد هاي کيفي جهاد سازندگي

- نهادينه سازي ارزشهاي مذهبي و انقلاب اسلامي در ساختار سازمان و شکل دهي فرهنگ سازماني کاملا خاص بنام ( فرهنگ جهادي ) که در آن ايمان و معنويت و نگاه عبادي به کار کاملا برجسته مي شود و راه را براي توفيقات و پيشرفت ها باز مي کند. وجود چنين فرهنگي باعث شد تا جهادگران در عرصه دفاع مقدس نيز سرآمد همگان باشند و با دست شستن از جان خويش براي ساير همرزمان خود جانپاه بسازند و به دريافت عنوان (سنگر سازان بي سنگر ) از سوي حضرت امام خميني (ره) نائل شوند .

- کمک به محروميت زدايي و استقرار عدالت اجتماعي از طريق تامين آب آشاميدني سالم و بهداشتي ، بهسازي محيط روستاي ، تامين نعمت روشنايي ، احداث راه و توسعه و ترميم آن ، توسعه صنايع روستايي ، سرمايه گذاري عظيم در بخش طيور ، توسعه دامداران ، حمايت از دامداران ، اموزش روستائيان و ارائه تسهيلات به آنان ، اجراي طرح توسعه مناطق عشايري که در کل باعث شدند غبار محروميت از چهره روستاهاي کشور زدوده شود به گونه اي که امروز تامين برق روستاهاي بالاي 20 خانوار کشور به همت جهادگران به اتمام رسيده است .

همچنين محروميت زدايي از روستائيان و عشاير به کاهش فاصله و شکاف بين شهر و روستا منجر و زمينه براي استقرار عدالت اجتماعي فراهم شده است

- تلاش جدي و موثر در جهت قطع زنجيره هاي وابستگي و تامين خودکفايي و توسعه صادرات فرآورده هاي توليدي و فن آوري به ساير کشورها : قطع واردات شير خشک ، گاوتليه ، تخم مرغ نطفه دار ، پنير ، شير خام و کسب توانمندي ساخت سيلو و کشتارگاه ، صدور فن آوري ساخت سيلو و آغاز ساخت سيلو در کشورهاي مثل سوريه و ترکمنستان و در نهايت کاهش واردات گوشت قرمز ، مرغ و داروهاي دامي از جمله نمونه هاي اين دستاوردهاست .

- ابلاغ پيام انقلاب اسلامي به نقاط دور افتاده و محروم جهان از دستاوردهاي ارزشمند جهاد سازندگي است که نه با حرف بلکه با عمل ممکن شده است . فعاليت هاي جهاد سازندگي در دور افتاده ترين نقاط کشور و در محروم ترين نقاط جهان بويژه در آفريقا بيشترين تاثير و کارايي در ابلاغ پيام انقلاب اسلامي را در پي داشته است به گونه اي که از منظر مسوولان برخي از کشورها در اين نقاط نام جمهوري اسلامي ايران با نام جهاد سازندگي معرفي مي شود .

- ارائه الگوي مديريتي خاص از ديگر دستاوردهاي کيفي جهاد است که سيال بودن و انعطاف پذيري از جمله ويژگي هاي آن به شمار مي رود .

- توسعه روحيه مشارکت در جامعه : جهاد سازندگي با شعار راهبردي ( همه با هم ) شکل گرفت و در طول حيات خود آن را در عمل تبلور ساخت . تشکيل شوراي اسلامي روستايي ، ايجاد تشکلهاي مردمي از قبيل خانه هميار ، خانه ترويج و کمک به توسعه تعاونيها از جمله اين دستاوردها است

دستاورد دوم

توسعه شبکه هاب برق روستايي

دستاورد سوم

توسعه شبکه مخابراتي روستاها

دستاورد چهارم

توسعه راههاي روستايي و مناطق محروم

دستاورد پنجم

توسعه شبکه آبرساني روستاها و مناطق محروم

دستاورد ششم

توسعه و تجهيز شبکه هاي بهداشت و درمان روستاها و مناطق محروم

دستاورد هفتم

تاسيس و اقدامات کميته امداد امام خميني

دستاورد هشتم بنياد مستضعفان و خدمات آن به محرومين و مستضعفين

 

 

حوزه نظامي

دستاورد اول

قطع دخالت آمريکاييها در امور نظامي و ارتش ايران

دخالت آمريکاييها در امور نظامي و ارتش ايران از نقاط ضعف ارتش شاهنشاهي بود که به عنوان لکه ننگي در تاريخ کشور و ارتش ايران محسوب مي گردد. از آنجا که رژيم پهلوي وابسته و متکي به آمريکا بود و پشتوانه مردمي نداشت طبيعي بود که از ارتش به عنوان اهرم فشار و قدرتي براي حفظ پايه هاي رژيم استفاده شود . در اين راستا آمريکا تمام تلاشخود را در جهت تسلط بر ارتش ايران و به کار گرفتن آن در راستاي اهداف منطقه اي و جهاني خود و حتي حفظ رژيم سلطنتي پهلوي معطوف مي داشت.

در واقع امريکا به نقش کليدي ارتش ايران چه براي حفظ رژيم پهلوي ( به عنوان رژيم دست نشانده آمريکا ) و چه به عنوان يک پايگاه و بازوي نظامي امريکا در منطقه حساس و حياتي خليج فارس و نيز يکي از حلقه هاي امنيتي و دفاعي در برابر اتحاد جماهير شوروي سابق بخوبي پي برده بود لذا تلاش مي کرد با قاطعيت و هر وسيله ممکن و در عين حال با ظرافت خاص بر همه ارکان اساسي ارتش نظارت و تسلط لازم را داشته و آن را به طور کامل در اختيار اهداف و  سياست هاي خود قرار دهد .

دستاورد دوم

در خدمت اسلام و مردم قرار گرفتن نيروهاي مسلح

 

دستاورد سوم

ايجاد روحيه ابتکار و خلاقيت در کارکنان نيروهاي مسلح

 

دستاورد چهارم

 تاسيس بسيج و برکات آن

 

دستاورد پنجم تاسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن

کد خبر: 70
Share
 
 
 
 
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است
 
نام شما:   
آدرس ایمیل:  
نظر شما: 
 


 

رئیس جمهور: رعایت پروتکل ها توسط مردم 20 درصد کاهش یافته است

نجات مرد ۴٧ ساله از ارتفاعات کبیرکوه منطقه چشمه بوتک آبدانان

آمریکای تنها و مکانیسم ماشه| دیپلمات‌ها درباره نتیجه اقدام واشنگتن چه می‌گویند؟

فرمانده سپاه: آمریکایی ها بدانند هرکس در ماجرای ترور سردار سلیمانی نقش داشته را می‌زنیم؛ این یک پیام جدی است

اجرای بیش از 70 برنامه در چهل سالگی دفاع مقدس

امام جمعه آبدانان از مشارکت مردم شهرستان در انتخابات تشکر کرد

برگزاری آزمون سراسری خوشنویسان در آبدانان

قدردانی فرمانده سپاه ایلام از حضور حماسی مردم در انتخابات

تمام تلاشم را برای مطالبه‌گری احقاق حق مردم ‌به‌کار خواهم گرفت / ‌اشتغال جوانان را پیگیری می‌کنم

یک هفته پرماجرا در آموزش و پرورش/ از شایعات دانش‌آموزان کرونایی تا جنجال حذف تصاویر

سیلی سپاه به گروهک‌های ضد انقلاب در مرزهای شمالغرب/ امنیت مردم خط قرمز نیروهای مسلح است

درگیری پلیس صهیونیستی با تظاهرات ضد نتانیاهو؛ بازداشت حداقل ۹ معترض

دانشجویان جدید الورود ترم اول را از دست نمی دهند/ آغاز ترم با یک ماه تاخیر

تولید سالانه ۲۶ هزار تن گوشت قرمز در ایلام

نامه فعالان فضای مجازی به مجلس درباره کارنامه پراشکال وزیر ارتباطات در حوزه فضای مجازی

قیمت نان در ایلام افزایش‌ یافت

روحانی: حداقل تا شش ماه دیگر با کرونا درگیر هستیم/ بالا و پایین رفتن آمارها به اعمال خودمان برمی‌گردد

خبرگزاری فرانسه| قطعنامه آمریکا برای تمدید تحریم‌های ایران رأی نخواهد آورد

دستورالعمل مراسم عزاداری محرم ابلاغ شد

رسانه‌ها روحیه امیدآفرینی را در بین مردم تقویت کنند

کلاهبرداری از طریق سایت دیوار در ایلام

معاون هماهنگ کننده سپاه امیرالمؤمنین(ع) استان ایلام منصوب شد

ابتلای ۳۱ کودک ایلامی به کرونا ویروس

اصلاح و توسعه شبکه آب در سه روستای شهرستان آبدانان

خاک می‌خوریم اما خاک نمی‌دهیم‌/ ماجرای اشک ریختن ستارخان

دستورالعمل وزارت بهداشت برای محرم/ جلسات به فضای باز می‌رود

ابَر‌حریفی به نام آیت‌الله خامنه‌ای

کشف ۱۰۱ راس دام قاچاق در مرزهای دهلران