خاطرات یک رزمنده نوجوان
عیادت از نوجوان بسیجی که 18بسیجی را سبکبال کرد
عیادت از نوجوان بسیجی که 18بسیجی را سبکبال کرد
تاریخ درج خبر : یکشنبه 10 آذر 1398 ساعت 12:51
 
نوجوان رزمنده آبدانانی عضو گردان ۵۰۴ابوذر گروهان شهید ابراهیمی می گوید: اواخر سال ۶۵ درحالی که ۱۵ سال تمام نشده بود با مرگ شوهر خاله فرصت رو غنیمت شمردم و به طور مخفیانه و بدور از دید مسئول اعزام خودم را در زیر صندلی مینی بوس بنز پنهان کردم و عازم مناطق جنگی شدم.
به گزارش آبدانان خبر ثبت خاطرات رزمندگان در هر سطح و رسته و مقامی که بودند، اثری ارزشمند برای آیندگان است که 50 سال بعد، ارزشش نمایان‌تر و واضح‌تر می‌شود. به سراغ یک رزمنده نوجوان رفتیم. رزمنده ای 15 ساله که عشق جبهه به سرش زد و سر از گردان ۵۰۴ابوذر گروهان شهید ابراهیمی درآورد. از او خواستیم که از خاطراتش برایمان بگوید
بی آنکه در میان حرفش بپریم و مدام سئوال کنیم، گذاشتیم هر چه دل تنگش می خواهد بگوید. آنچه در این گفتگو می خوانید، بخش هایی از حرف های سید اقبال حسینی است که چند ساعتی با آبدانان خبر  گفتگو کرد
 
حضور در مناطق آموزشی به صورت مخفیانه

اواخر سال ۶۵ درحالی که ۱۵ سال تمام نشده بود با مرگ شوهر خاله فرصت رو غنیمت شمردم و به طور مخفیانه و بدور از دید مسئول اعزام خودم را در زیر صندلی مینی بوس بنز پنهان کردم مسافران این مینی بوس فرسوده، نوجوانانی بودند از جنس فرشته ۱۴کبوتر ۱۴ بسیجی که از نگاه هر چشمی یک فرشته بودند خصوصاً شهید هاشم همتی از بچه های خوب و دوست  داشتنی شهرمان  حضور داشت  بعد ۴ساعت مسیر پر و پیچ خم جاده به پادگان شهید فرجیان زاده رسیدیم این پادگان واقع در شیشدار جهت آموزشی نیروهای تازه اعزام شده برای آموزش نظامی تدارک دیده بودند  که بلافاصله با یک یاحسین گفتن حضور خودمان رو برای مسئول پادگان آموزشی لبیک گفتیم نزدیک به ده روز بطور فشرده در آن پادگان آموزش تیراندازی و مهارتهای جنگ آموختیم که بعلت ناامن بودن پادگان که در تیررس هواپیماهای دشمن بعثی بود و   روزانه ۳تا ۴ بار در روز شهر ایلام بمباران می شد

تقسیم بندی گردان ها

بعد ازآموزش کامل توسط مربیان برجسته سپاه در یک شب زمستانی در وسیله های نقلیه باری (مایلر)به قصد تقسیم در گردانهای خط مقدم جبهه به مقر لشکر ۱۱ امیر ع واقع در صالح آباد ایلام مستقر نمودند بلند گو جایگاه با صدای  صادق آهنگران با نوای کاروان ....ما رو به صف و ستون منظم کشیدند از بعد قرائت قرآن فرمانده لشکر برای لشکریان اسلام به تبعیت از سالار شهیدان سخنرانی کرد وعده پیروزی رزمندگان اسلام داد این فرمانده شجاع چنان ایراد سخن نمود که ما همه احساس مرد و مردانگی کردیم چون ما بچه بودیم با این نطق فرمانده همه احساس غرور کردیم و فریاد میزدیم ما مرد جنگیم واز جنگ هراسی نداریم خلاصه بعد از اتمام سخنرانی هرکدام از دوستان در یک گروه و دسته گردان تقسیم نمودند اینجا بود که صدای گریه بچه ها تا هفت آسمان میرفت ولله گریه از ترس نبود حکایت از جدایی بود از دیدار به قیامتها بود از لیاقتها بود از ارزشها اینجا دیگه قصه بسمت شهید شدن و شهادت دادن میرود گویا من روسیاه و گناهکار بایدبمانم و قصه مظلومیت هاشم شهادت بدهم خلاصه در یک تقسیم نظری و اشاره ای من و هاشم همسنگر شدیم سنگری که در نهایت با خون ۱۸بسیجی ۱۵تا ۱۶ ساله آذین شد.

اعزام به مناطق جنگی

 صبح فردا بعد تقسیمات نظامی به قلاویزان مهران گردان ۵۰۴ابوذر گروهان شهید ابراهیمی و دسته یک در یک سنگر محکم و بتنی که در ادوار گذشته توسط نیروهای بعثی و برای شخص فرمانده ساخته شده بود که در علمیات کربلای یک بدست رزمندگان اسلام افتاده بود مستقر شدیم تا اواخر بهار ۶۶ که به علت گرمی  هوا ونبود غذا های مناسب و غنی هاشم دچار یک ضعف شدید شد تا اینکه من و دوستم او را نوبتی کول کردیم تا بهداری گردان، هاشم در سنگری بدون کولر و برق در روی تخت چوبی بستری کردند و یک سرم و چند آمپول تقویتی به هاشم زدند و بعد چند ساعت با پیشنهاد پزشکی که باید ایشون به مرخصی برود چون خیلی ضعیف و نحیف شده باید تقویت شود هاشم را با کمک دوستم به سنگر بردیم و بلافاصله ایشون را حمام  و لباسی نو برتنش کردیم پارچه سبزی که مادرم از امامزاده سید صلاح الدین محمد(ع) به عنوان تبرک فرستاده بود بر گردنش انداختم هاشم مثل قرص ماه شد گویا هاشم قصد سفر دارد و ما هم بیخبر در آن سنگر خونین سه تا تخت بتنی بود که هاشم رو رویش خوابوندیم بلافاصله توسط همرزمان.  هاشم مورد عیادت قرار گرفت

عیادت خونین

عیادت کنندگان از بچه های ایوان ، سرابله ای، دهلرانی همرزمان بودند که  قصد روحیه دادن به هاشم داشتندهاشم صدای خوبی داشت چون از نعمت مادر محروم بعضی وقت ها می خوند (دالکه اگر بیم شهید سیم  نگریو) وامادر همین حین ناگهان فرود گلوله خمپاره همان و روز روشن را به شب تار همان گلوله خمپاره دقیق درب دریچه تهویه هوا ی سنگر خورد بوی سوختگی همه جا رو فرا گرفت ۱۸فرشته منهای من بیچاره پرپرشدند هیچ کمکی نرسید چون  اکثر بچه ها در سنگر برای عیادت هاشم آمده بودند به نوعی خودشان هم زمین گیر شدند و سنگر هم در عمق زمین جای داشت تمام عبور و مرور فقط و فقط از طریق کانال امکان داشت چند دقیقه ای خودم را به مردن  زدم هیچ صدایی از بیرون سنگر به گوشم نمی رسید تنها صدایی که شنیدم پخ پخ یکی از بچه های داخل سنگر بود که احساس کردم در زیر آوار سنگر مدفون شده و در حال خفه شدن است ده دقیقه ای از انفجار گذشت تا کم کم خاک و غبار ناشی از انفجار بر زمین نشست خودم به بیرون ازسنگر به داخل کانال رساندم داد بلند بلند گریه کردم تا اینکه یکی از بچه های سادات که الان هم افتخار جانبازی دارد به کمک اومد دیرشده بود ولی صدای خفگی و  پخ پخ هنوز به گوش می رسید ولی اینبار ضعیف تر صدا دقیقا صدای هاشم بود بلافاصله هاشم رو به  بیرون از سنگر کشیدیم تمام بدن هاشم خونی و غلطان به خون بود ترکش به گردن و سرش خورده بود چهره زیبای هاشم با خاک و خون گل آلود شده بود بعد چند دقیقه هاشم از این دنیای مادی پر کشید گریه های بچه گانه ما تا ساعت ۱۲ شب طول کشید و هیچ کس نبود که به ما بگوئیدشهادت افتخار است و گریه ندارد
 
انتهای پیام/

کد خبر: 49084
Share
 
 
 
 
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است
 
نام شما:   
آدرس ایمیل:  
نظر شما: 
 


 

باشگاه‌های ایران در چه صورت از لیگ قهرمانان آسیا انصراف می‌دهند؟

دود تعلل 40 روزه روحانی برای انتخاب رئیس هلال احمر در چشم سیل‌زدگان

روحانی در جمع مردم سیل‌زده کلانی: بازسازی ویرانی‌ها و جبران خسارت‌ها فورا انجام شود

سرنوشت قانونگذاران پس از عدم احراز و ردصلاحیت/ نمایندگی مجلس با مصونیت آهنین!

کوبیدن پایگاه‌های آمریکا از سوی سپاه «ایام الله» است/ ترور«سردار سلیمانی» مایه روسیاهی آمریکا شد

رخنه دشمنان و سستی جامعه را نا امن می‌کند

کانون یابی بیماری تب نزله‌ای بدخیم در سطح شهرستان

نیروهای مسلح حافظان ایران اسلامی هستند

راهپیمایی دفاع از آرمان‌های انقلاب و تکریم سپاه درآبدانان برگزار شد

زلزله بخش مورموری آبدانان را لرزاند

چگونه عمر باتری گوشی را افزایش دهیم؟

رابطه ویتامین دی با کبد چرب

باکتری روده به جنگ پارکینسون می‌رود

رهبر انقلاب: کاری کنید روحیه جهاد و مقاومت راه قطعی نسل‌های پی در پی شود

روحانی: در سانحه سقوط هواپیما کسانی اشتباه کردند که همیشه برای امنیت کشور تلاش کرده‌اند

تجمع مقابل سفارت انگلیس/ دانشجویان: سفیر لندن را اخراج کنید

والیبال انتخابی المپیک| ایران المپیکی شد/ پرواز بی‌دردسر به توکیو از فراز دیوار چین

سرلشکر سلامی: بیش از همه به خاطر سانحه هواپیمای اوکراینی ناراحتیم

نارضایتی مردم از بسته شدن تنها جایگاه سی ان جی آبدانان/ بزودی مشکل رفع خواهد شد

تقاضا کردیم پروازها متوقف شود/ اپراتور هواپیما را موشک کروز تشخیص داده بود

شجاعت صداقت در حادثه تلخ هواپیمای اوکراین/ وقتی بین مردم و حاکمیت پنهان کاری معنا ندارد+اینفوگرافیک

شهادت سردار سلیمانی یک رفراندوم در جبهه مقاومت ایجاد کرد

محسن رضایی: با انگشت‌های روی ماشه اوضاع را رصد می‌کنیم

کدام پایگاه در عراق مورد اصابت قرار گرفت؟/ شب جهنمی برای بزرگ‌ترین پایگاه آمریکایی در عراق

آغاز «انتقام سخت»/ حملات سنگین موشکی سپاه به پایگاه آمریکایی عین‌الاسد/ احتمال وقوع موج سوم شلیک‌ها+فیلم

حاج‌قاسم ساعتی پس از حمله موشکی سپاه به پایگاه‌های آمریکا در خاک آرام گرفت

سیلی موشکی به آمریکا در عملیات «شهید سلیمانی»/ هشدار سپاه به متحدان منطقه‌ای آمریکا

اولین واکنش رسمی عراق به پاسخ تلافی‌جویانه ایران به ترور سردار سلیمانی